با توجه به جامعه ي فرهيخته و بزرگ فرهنگيان و ارتباط مستقيم و تاثيرگذار آنان با جامعه ي چند ميليوني دانش آموزان توجه جدي وعلمي به اين جامعه بزرگ فرهنگي سبب توسعه و پيشرفت و نهايتاً بهبود زندگي مردم خواهد شد و بسياري از مشكلات فرهنگي واجتماعي كه هم اكنون سايه ي شوم خود را بر جامعه ي ما انداخته است قطعاً بر طرف خواهد شد .
اكنون كه در آستانه انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهوري كشور عزيزمان ايران قرار گرفته ايم . باور اين موضوع آزار دهنده خواهد بود كه جامعه عظيم فرهنگي و نيز يكايك افراد جامعه ، كه سازمان دهنده و تشكيل دهند ي ساختار فرهنگي - سياسي - اجتماعي ... كشور مي باشند و حضور با شور و شعور آنان در تمامي تصميم گيريهاي خرد و كلان كشور قطعاً بهبودي ساختار كلي كشور را به دنبال دارد . دوري و بي انگيزه بودن افراد جامعه از تصميم گيريهاي كشور سبب واپس گرايي شده و قطعاً لطمات جبران ناپذيري را بر كشور تحميل مي نمايد .
با توجه به يك دهه فعاليت كانونهاي صنفي فرهنگيان در سراسر كشور و كسب تجارب مهم و صرف هزينه هاي سنگين در راستاي تحقق بسياري از خواسته هاي به حق صنفي فرهنگيان اين نكته قابل تامل است كه رشد و توسعه و بهبود زندگي مردم درگرو فراغت و امنيت براي فكر كردن و آموختن و پژوهيدن اين مهم موقعي ميسر ميگردد كه همه ي وقت انسان مصروف حل مشكلات و معضلات اوليه نشود و بذر فكر در خاك مساعد محيط اجتماع ، امكان روييدن و سبز شدن و سر بر آوردن داشته باشد ، لذا تقويت وگسترش كانونهاي صنفي مي تواند اين مهم را در جامعه ي فرهنگيان كشور ميسر نمايد .
ياد آوري و توجه به گزيده ه اي از سخنان بزرگان انديشه ي تاريخ بشري مي تواند قابل تامل باشد .
1-فارابي هدف و غايت مدينه ي فاضله را رسيدن به سعادت مي داند ، سعادت خير مطلق است و خير آن چيزي است كه به وجهي در رسيدن انسان به خوشبختي سودمند باشد .
2- افلاطون شهر آرماني خود را بر اين شالوده بنا كرد كه جامعه ي بشري هنگامي رستگار خواهد شد كه زمام حكومت به دست فيلسوفان فرزانه اداره شود و آنان پاداش و خردمندي امور مردم را سامان دهند .
3- در مدينه ي فاضله ارسطو قانون حاكم و دادرسان و حاكمان ، خادمان قوانين هستند . قانون بايد معتدل و منطبق با اوضاع واحوال ومقتضيات جامعه باشد .
.... از ديدگاه ارسطو بهترين نوع حكومت آن است كه سعادت جامعه را تامين كند او معتقد است بهترين شاخصه هاي حكومت خوب ، حاكميت و تفوق قانون بر شهر است .
مدينه امري طبيعي است وانسان موجودي مدني الطبع است ... به نظر ارسطو تشكيل جامعه وتاسيس مدينه امري است بر آمده از سرشت آدمي و ريشه اي طبيعي دارد .ارسطو شهر را اجتماعي مركب از خانه ها و خانواده مي داند كه هدفش بهزيستي يعني : زندگاني كامل وكافي مردم مي دانست پس هدف اجتماعي ، سياسي بهزيستي است . و همه ي موسسات آن در راه رسيدن به اين هدف جزو وسيله هايي نيستند .
به نظر او مهم نيست كه حكومت چه شكلي دارد ، بلكه مهم آن است كه قدرت تفويض شده را طبق قانون به كار برد .
ارسطو پيروي از حكومت قانون را پيروي از فرمان خدا وخرد مي داند .
ارسطو غايت شهر را رسيدن به زندگي خوب مي داند و هر كس كه در شهر است او را شهروند به حساب نمي آورد ، بلكه شهروند كسي است كه حق احراز مناصب و حق دادرسي داشته باشد ، لذا شهر يا كشور را اجتماعي از افراد همانند مي داند كه براي يافتن بهترين روش زندگي كوشش كنند .
... حكومت را ناشي از اراده شهروندان مي داند و در اثبات نظريه خود در اين باره مي گويد : اگر كساني باشند كه جسماً و عقلاً مثل خدايان نسبت به ديگران امتيازچشمگير داشته باشند و زير دستان نيز اين برتري را بپذيرند و به حكم آنان تمكين كنند ، طبيعي است كه چنين كساني شايسته حكومتند ، ولي در واقعيت چنين امري وجود ندارد ، پس براي پايداري جامعه و حكومت لازم است كه شهروندان به تناسب حكومت كنند .
ارسطو صاحبان فضيلت را در خور حكومت مي داند ، اما به نظر او اين فضيلت در انحصار فيلسوفان نيست ، زيرا اين فضيلت براي همه ي شهروندان امكان دارد و به همين جهت همه شهروندان نيز بايد هم شيوه فرمانبرداري و هم رموز فرماندهي را بيامورزند .
وي مي گويد : اگر سرشت و شيوه ي زندگي مردم با شكل حكومت خود هم آهنگ نباشد ، مهمترين قوانين و معتبر ترين احكام به پشيزي نمي ارزد معيار اصلي ارسطو در مورد عدالت اين است كه با برابر ها ، رفتاري برابر و با نابرابر ها ، رفتاري نا برابر داشته باشيم
ديدگاه محمد اقبال لاهوري در مورد زندگي يعني مبارزه براي آرمانهاي با ارزش ، اجتناب از تن آساني و راحت طلبي كه آنها را سبب ضعف روحيه ي بشري مي داند ، روي آوردن به تلاش كه عامل اصلي در اظهار وجود آدمي است . كارهاي ارزنده حاصل تن آساني و بي خيالي و غليان عواطف و احساسات زود گذر نيست بلكه ثمره ي خون جگر ، سوز درون ، نگرانيها و رنجهايي است كه هر انسان آگاه درد آشنا كه غم بشريت را مي خورد با آنها مانوس است .
ميار بزم بر ساحل كه آنجا نواي زندگاني نرم خيز است
به دريا غلط و با موجش در آويز حيات جاودان اندر ستيز است .
نگاهي به شكل گيري ساختاري ومشخصه هاي اساسي كانونهاي صنفي فرهنگيان كه ضامن بالندگي و پويايي آنان در طول فعاليت ايشان بوده است اميد و آرزوي آينده اي بهتر را انشاء ا.... بشارت مي دهد .
1-شكل گيري ساختاري كانونها بصورت ارتباط منظم وعلمي ميان طبقات مختلف مديريتي و اعضاء
2- استقلال كانونها در همه ابعاد
3- سابقه ي بيش از يك دهه فعاليت هاي صنفي
4- تعداد چشمگير وبي نظير و هواداران كانون هاي صنفي در طول فعاليت خود
5- تحول وايجاد حس خود باوري در ساختار نيروي انساني وزارت آموزش وپرورش
6-متنبه نمودن مسئولين به اهميت و جايگاه مقام معلم و نيروي انساني آموزش و پرورش در توسعه پايدار كشور
7- خلوص نيت در سخن و عمل بدون چشمداشت به مظاهر زور و زر و تزوير زيرا معتقدند كه انما ينقبل الله من المخلصين
8- تلاش گسترده و پي گير جهت ارتباط با مسئولين ذي ربط و مذاكرات حضوري و مكاتبه اي با ايشان جهت به نتيجه رسيدن خواسته هاي بحق وقانوني فرهنگيان ونيز تبيين ديدگاههاي فرهنگيان در امور مربوطه به خود .
آنچه كه امروز بصورت انتظار از نامزدهاي دهمين انتخابات رياست جمهوري در ذهن جامعه فرهنگي خطور مي كند عبارت است از :
1-اصل و پايه قرار دادن وزارت آموزش و پرورش بعنوان جايگاهي مستحكم كه مي توان كشور را بر اساس آن پا برجانگه داشت .
2- انتخاب وزيران و بويژه وزير آموزش وپرورش از نخبگان و روشنفكران كه شخصيتهاي مطرح بين المللي و يا حداقل مطرح در سطح ملي باشند و نيز مطلع ومسلط به امور مختلفه آموزش و پرورش
3- انتخاب وزير آموزش وپرورش با مشورت كانونهاي صنفي فرهنگيان
4- تخصيص بودجه اي مستقل براي فعاليت هاي صنفي فرهنگيان
5- فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي نشر هفته نامه قلم معلم با صاحب امتيازي فرهنگي دلسوخته محمد خاكساري
6- اهتمام و لغو تمامي احكام صادره عليه فعالان كانون صنفي فرهنگيان
7- استفاده از نظرات و پژوهش هاي انديشمندان و اقتصاد دانان در امور مختلفه كشور
8- قانونمند نمودن تشكل هاي صنفي . امري كه دولت هاي قبل مرتب در صدور پروانه فعاليت هاي آنان به شكل غير قانوني سنگ اندازي نمودند .
9- شعارهاي نامزد رياست محترم جمهوري شعور مدارانه باشد بطوريكه در قالب عمل و واقعيت ها بگنجد.
10- اهل مشورت وا ستفاده اصولي و منطقي از ديدگاههاي علمي و خير خواهانه باشد ولي وابسته حزبي و سياسي به گروهي خاص نباشد بطور خلاصه وام دار گروهي نگردد كه اين آفت حاكميت است .
اما نكات و مطالب كه لازم مي بينم در ادامه اين بحث متذكر شويم .
الف - عمل نكردن مسئولين امر به بخشنامه هاي صادره از سوي دستگاههاي قانونگذار و اجرايي به بهانه هاي مختلف اعتبار آنان را در نزد قشر فرهنگي يا هر گروه ديگر كه ذيحق در اين امر بوده اند كاهش داده است و اين امر عواقب عدم اطمينان و همكاري زير مجموعه ها و نيز مردم را با مسئولين امر فراهم آورده و مي آورد . با شعار نمي توان مرتب اظهار كرد كه مردم با مسئولين در يك راستا هستند يا مردم به مسئولين اطمينان دارند و آنان را امين خود ميدانند در حاليكه واقعيت امرچيز ديگري باشد .
ب - فرهنگيان بعنوان قشر عظيمي از فرهيختگان جامعه مي توانند مشاوران خوبي براي مسئولين اجرايي و در سطح كلان رياست محترم جمهوري باشند .
ج -رياست محترم جمهور ارتباط منطقي و عقلايي با سنديكاهاي مختلف داشته باشد .
د - در تقويت تشكل هاي صنفي بعنوان بازوان پر قدرت قوه اجرايي و حتي قواي ديگر مي توان تلاش نمود كه صلاح ملك و مملكت در آن است .
ه - متاسفانه آموزش وپرورش ما با استانداردهاي جهاني فاصله زيادي دارد مي توان اين استاندارد سازي را پايه به پايه انجام داد و به پيش برد . اينهمه افت تحصيلي در طول اين سالها قابل قبول نمي تواند باشد .
و : فرهنگيان اگر عنايت لازم به آنان شود مي توانند ميزان بزه در سطح جامعه را به شكل چشم گيري كاهش دهند كه راهكارهاي آن در اين مجال نمي گنجد .
ز - تسهيلاتي كه به فرهنگيان ارائه مي شود نوع ارائه آنها بسيار تحقير آميز مي باشد كه لازم است توجه لازم در اين امر بعمل آيد .
ح - تكليف صندوق ذخيره فرهنگيان را فرهنگيان از طريق نمايندگانشان مايلند روشن نمايند .
اما چند خبر كه شايد مقداري هم كهنه شده باشد :
1-آقايان محمد علي شاهدي و محمد جواد حسامي فرد از آذر 1386 بمدت 9 ماه به كسر و از حقوق بدليل فعاليت صنفي داشتن محكوم شدند كه حكم نيز به اجرا در آمد .
2- حراست سازمان آموزش و پرورش يزد و معاونت سياسي انتظامي استانداري از آقاي محمد علي محمد حسن شيرازي رئيس كانون فرهنگيان يزد بدليل مكاتبات قانوني و اداري با مسئولين ذي ربط ، مانند مجلس شوراي اسلامي ،سازمان مديريت كشور ، رياست جمهوري ، دفتر مقام معظم رهبري در دفاع از پرداخت پاداش پايان خدمت فرهنگيان بازنشسته در سال 86 بنام كانون فرهنگيان يزد كه به ذم آقايان جايگاه قانوني ندارد و در حاليكه مسئولين نامبرده تقريباً همگي پاسخ اين كانون را به عنوان ‹‹ كانون محترم فرهنگيان يزد ›› داده اند طي شكوائيه رئيس كانون فرهنگيان را به دادگاه كشاندند . جاي سوال است چگونه مسئولين محترم كلان كشور كانون فرهنگيان يزد را محترم شمرده و پاسخ نامه هاي وي را محترمانه مي دهند ولي از نظر حراست سازمان آموزش وپرورش و معاونت سياسي انتظامي استانداري جايگاه قانوني ندارد !!!
3- احضار عده اي از همكاران به حراست ها بدليل بيان سخني و يا انتقاد از امري متاسفانه در طول اين يكي دو سال ادامه داشته است . معلوم نشده است اين حراست ها كارشان حراست از شأن وحيثيت فرهنگي است يا تحقير نمودن آنان است !!!
4- آقاي محمد حسين دهقانپور از دبيران علوم اجتماعي و اولين معلم ناشناخته اي كه در اولين انتخابات رياست جمهوري نامزد شده بود. در اين مرحله نيز ايشان نامزد انتخابات دهم رياست جمهوري اسلامي ايران شده است وي از دبيران متعهد و از رجل سياسي استان يزد مي باشد و سالهاست در عرصه سياست فعاليت هاي گسترده اي داشته است و در اصلاح امور مختلفه كشور نامه هاي روشنگرانه به مسئولين ارائه داده است و تا بحال تمجيد گو ی هيچ گروه و دسته اي نيز نيوده است . متاسفانه عده اي براي وي يك خواهر ساختگي در ميان منافقين ساخته اند و هربار به اين بهانه صلاحيت هاي وي را رد مي نمايند. خداوند از سر تقصيرات انسانهاي ناسالم و فاسد نگذرد كه به راحتي با حيثيت افراد بازي مي كنند بهرحال كانون فرهنگيان يزد به اين برادر متعهد و انقلابي بخاطر احساس مسئوليتي كه نموده و در عرصه انتخابات وارد شده است تبريك و تهنيت عرض مي نمايد.
مطلب بسيار است به اين مختصر بسنده مينمائيم ، آرزوي پيروزي و سر افرازي براي ميهن عزيزمان در همه عرصه هاي علمي -سیاسی-اقتصادی-فرهنگی هستیم واین راباتمام وجوددرعرصه تعلیم وتربیت ودرفعالیت های صنفی خودنشان داده ایم.
والسلام علي من اتبع الهدي
كانون صنفي فرهنگيان يزد