تبليغاتX
ندای سبلان
کانون صنفی معلمان استان اردبیل
 سجاد خاکساری هنوز هم در اوین زندانی است !

با خبرنگار قلم معلم در اوین  (دومین ملاقات )

       امروز ،چهارشنبه ،(6/3/88 ) وبیش از یک ماه از بازداشت سجاد خاکساری، خبرنگار هفته نامه ی قلم معلم، می گذرد . او روز 6 / 2 / 88 هنگام انجام وظیفه ی خبرنگاری در تجمع معلمان حق التدریس( جلوی مجلس) توسط پلیس امنیت دستگیر و تاکنون در زندان اوین به سر می برد . در اثر انعکاس خبر دست گیری سجاد ، مساله ی معلمان حق التدریس هم مرتب در رسانه ها انعکاس یافت و اقداماتی جهت استخدام آنان صورت گرفته است .

      ساعت 9 صبح چهارشنبه (30/2/88 ) ، به قصد انجام دومین ملاقات با سجاد از خانه خارج وبه سمت زندان اوین رهسپار شدیم . در بدو  ورود به سالن انتظار ملاقات با زندانیان ، سربازی ،کارت آبی رنگی به من داد تا مشخصات ملاقات شونده و ملاقات کنندگان در آن درج شود . سپس به قسمتی که شناسنامه ها را با اسامی مندرج در کارت مطابقت می دهند ، می رویم . بعد تکه ی انتهایی کارت را جدا کرد و به من داد تا منتظر اعلام اسم زندانی بمانیم. در همین فاصله دوستان قدیمی که هفته ی گذشته آن ها را در همین سالن پیدا کردیم ، دیدیم . نزد خانواده ی دکتر یازرلو رفتیم . ازاین که توانسته بودند روز دوشنبه (28 / 2 / 88) با پسر بزرگشان ،حامد ،تلفنی صحبت کنند،خوشحال شدیم. نوبت ملاقات اعلام شد و به سوی محل ملاقات یا همان پنجره های شیشه ای رفتیم . ساعت 10صبح بود . راه رو مملو از ملاقات کننده بود . تلفن  کابین چهار خراب بود . تا ساعت 5 1 / 10 کنار پنجره های شیشه ای منتظر ماندیم تا زندانیان آمدند .سر سجاد تراشیده شده بود . آن قدر کوتاه که من به یاد مکه ی او افتادم . همین 4 ، 5 ماه پیش . حاجی شدن سجاد برای اهل کاروان که او را مددکاری دل سوز می دانستند ، بسیار خوشحال کننده بود و همه به او تبریک می گفتند .

       امروز سجاد باز از امتحانی سربلند بیرون آمده بود . آری او به خاطر رساندن صدای معلمان حق التدریس به گوش مسئولان به زندان افتاده است و با تحمل 25 روز زندانی ، آزمونی دیگر را سپری می کند . این سومین باری است که در حین انجام وظیفه خبرنگاری به زندان می افتد !

       از صورتش پیدا بود که لاغر شده است ! اما مخصوصا"  کاپشن ورزشی پوشیده بود تا من و پدرش متوجه این مسئله نشویم . کاغذی را به ما نشان داد که وضعیت او را در زندان بلاتکلیف نشان می داد . یعنی هنوز به او حکمی اعلام نشده بود ! گفتم حالت چه طور است  ؟ گفت سرما خورده ام . گفتم چرا؟مگر تخت خواب و پتوی گرم نداری ؟ گفت : من تخت خواب ندارم و روی زمین پتو انداخته و می خوابم ! گفتم : مگر بند شما چند متر مساحت دارد ؟ و چند نفر هستید ؟ گفت : حدود 12 متر است و 16 نفر روی تخت و2 نفر روی زمین می خوابند ! مسلما" سرما خوردگی او در این بند ناشی از پر جمعیت بودن آن است . حفظ سلامت زندانیان از وظایف سازمان زندان هاست.

      ساعت 45 /10 پرده ي مابین دو شیشه ی پنجره پائین آمد و نیم ساعت ملاقات پایان یافت ! سجاد را به خدا و امام زمان ( عج )می سپارم و از ایشان می خواهم که ما را از این امتحان نیزسربلند بیرون آورد .

ثریا دارابی – سردبیر قلم معلم

|+| نوشته شده توسط مدرس در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
 بیانیه فرهنگیان استان اردبیل در حمایت از جناب آقای مهندس میر حسین موسوی کاندیدای محترم ریاست جمهوری

بسمه تعالی

 

 

     معلمان از گروههای مرجع هستند .  مهندس میر حسین موسوی

                                                                               

مردم شریف ایران :

 

سرعت پیشرفت جوامع بشری در قرن حاضر مسلما نتیجه سرمایه گذاری و تلاش در امر مهم تعلیم و تربیت  آنهاست . کشور های ک کدر عرصه های مختلف جهانی نام آور شده اند  که نه بر اساس تصادف و نه بر اساس معجزه بدین جایکاه ها دست یافته اند .بلکه این پیشرفت ها حاصل سرمایه گذاری های طولانی مدت در آموزش و پرورش و دانشگاههاست .و کشورهای که از این واقعیت غافل مانده اند سهم شان  عقب ماندگی علمی و حذف از جغرافیای جهانی بوده  است .

 

معلمان در جوامع امروز از اتحادیه های صنفی قوی برخوردار هستند و در سایه همین اتحادیه ها قدرت چانه زنی بیشتری یافته و در صحنه های  علمی جهانی پر قدرت ظاهر می شوند . متاسفانه سهم ما از این پیشرفت و افتخار : اخراج  ؛ زندانی نمودن و به تبعید فرستادن معلمانی است که خواهان کمترین حقوق اسلامی و انسانی  از دولت نهم  بودند . بی گمان رفتار زشت و ناپسند دولت مردان نهم در تاریخ ایران زمین برای همیشه  خواهد ماند و بزود ی نتیجه برخورد های ناشایست خود را از رهبران فکری جامعه دریافت خواهند نمود .

رئیس جمهوری که معلم بودن  را افتخار خود می دانست در  چهار سال اخیربیش از پنج هزار نفر از معلمان را بازداشت و بیش از 150 سال تبعید و 100 سال زندان برای همکاران فرهنگی خود به یادگار گذاشت تا ثابت کند که در توهین و تحقیر معلمان هم جزء اولین هاست .

انتخاب دو وزیر ضعیف برای آموزش و پرورش و به کار گماردن مدیران بی تجربه ؛ عدم اعتنا به شعار های انتخاباتی خود و وزیران در هنگام اخذ رای اعتماد ؛ استفاده ابزاری از نام فرهنگیان در رسانه های عمومی و بزرگ نمایی و  سوء استفاده تبلیغی از افزایش ناچیز حقوق فرهنگیان همه و همه در این دوره از خدمات دولت به اصظلاح مهرورز و عدالت محور بوده که فکر می کنند رفتارشان و کردارشان فراموش شده و چشم امید دارند تا بار دیگر با زر و زور و  تزویر سکان هدایت جامعه فهیم ما را بزعم خود در اختیار گیرند .   

 

وزیر ارشاد دولت نهم ارباب جراید را از رسانه ای نمودن حرف حق معلمان برحذر داشت و با تهدید در این چهار سال اجازه نداد تا کوچکترین حرکت صنفی و خواسته معلمان به گوش ملت شریف ایران برسد . وزیران آموزش و پرورش یاران خاموش دولت نهم بودند تا جایی که حتی بازداشت و توهین و تحقیر معلمان خود را در دستور کار خود قرار دادند . و با سکوت سنگین خود مهر تایید به رفتار رئیس دولت زدند . قطعا تاریخ در مورد آنان قضاوت عادلانه خواهد داشت .

 

فرهنگیان شریف و آگاه :

 

در این چهار سال گذشته روز های سختی بر شما گذشت . بسیاری از شما همکاران بارها به مراکز حراستی و ....... خواسته شدید . بسیاری از شما عزیزان مورد مواخذه و تهدید قرار گرفتید . ولی اینک نوبت شماست تا درد های پنهان خود را بیان نمایید . از بسته شدن دفاتر قانونی کانون صنفی خود در سراسر کشور بگویید . از بازداشت و زندانی شدن فعالان صنفی خود بگویید . از افزایش ناچیز حقوق که قدرت خرید شما را امسال هم کاهش داد بگویید . از بذل و بخشش ناگهانی دولت نهم بگویید . از حذف نیروهای کاردان ودلسوز به بهانه بازنشستگی پیش از موعد بگویید . از کلاسهای پر جعمیت دانش آموزی و از مدارس رنگارنگ و از عدم تعهد ها در قبال اجرای اصول قانون اساسی بگویید . امروز نوبت ماست تا فریاد زنیم با افزایش ناچیز حقوق در آستانه انتخابات نمی توانید حیثت و شرف معلمی ما را لگه دار نمایید . با بذل و بخشش از بیت المال نمی توانید رفتار های خود را از ذهن و اندیشه معلمان پاک نمایید و ..........

ما منتظر چنین ایامی بودیم تا  با صفوف فشرده و متحد نشان دهیم که معلمان زیاد هستند ولی زیاده نیستند .

 

همکاران ارجمند و ملت شریف ایران آنچه در بالا ذکر شده نمونه کوچکی از رفتار دولت نهم با معلمان فرزندان عزیز شماست . درد بسیار است و این نوشته در این برهه از تاریخ کشورمان قادر به بیان تمامی درد ها نیست .

 

ایام ؛  ایام انتخابات ریاست جمهوری است . ما فرهنگیان امضاء کننده این بیانیه ضمن احترام به تمامی عزیزانی که با احساس وظیفه پای در عرصه انتخابات گذاشته اند برای حل مشکلات عظیم دستگاه تعلیم و تربیت کشور مان شخص مهندس میر حسین موسوی را شایسته انتخاب دانسته و ایشان را قادر به حل این معضلات می دانیم . لذا بر حسب اینکه مردم شریف ایران و علی الخصوص مردم شریف استان اردبیل عنایت ویژه ای به جامعه بزرگ فرهنگیان داشته و  دارند . ما نیز بر خود وظیفه دانستیم تا نظر خود را در مورد انتخاب فرد اصلح برای پست مهم ریاست جمهوری به خدمت مردم شریف استان اعلام نموده و از همه احاد جامعه بخواهیم تا با حضور سبز خود سرنوشت کشور عریز مان را به فردی  توانا ؛ یاور صدیق امام راحل و  همکار و همراه رهبر ی و  همرزم و هم سنگر شهیدان والا مقام انقلاب و جنگ ؛  مشاور جناب آقای رفسنجانی و خاتمی  ؛ عضوی مجمع تشخیص مصلحت نظام  ؛ادامه دهنده اصلاحات  و امید جوانان امروز وطن و آشنای دیرین نسل اول انقلاب به جناب آقای مهندس  میر حسین موسوی رای دهند .

                                                                                                  

 

 

کمیته فرهنگیان ستادهای انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی در استان اردبیل

 

11 / 3 / 1388

|+| نوشته شده توسط مدرس در دوشنبه یازدهم خرداد 1388  |
 اگر می دانستم چنین حکومتی می آید
  

متن کامل سخنرانی دکتر اکبر اعلمی، نمايندهء تبريز در دوره هاي ششم و هفتم مجلس اسلامی

ايراد شده در شهر نقده، قبل از اعلام رد صلاحيت او بوسيلهء شورای نگهبان

هشناد درصد کلماتی که من به کار می برم فارسی هستند. علتش این است که متأسفانه پنجاه سال قبل خانوادهء من به تهران مهاجرت کرده اند. من هم در تهران بزرگ شده ام و الان افتخار می کنم که اصالتم و هویتم و سرزمین مادریم آذربایجان را گم نکرده ام. به این دلیل هنگام اعلام کاندیداتوری خود حرکت خود را از آذربایجان شروع کردم. همه می دانید که همه امکانات در تهران است. در تبریز “فرعون” ی ( امام جمعه تبریز ) هست، البته حیف است که او را فرعون بگویم، فرعون از او خیلی بزرگ است. اسمش را “فرعونک” گذاشته ام یعنی فرعون کوچک. من می دانستم که اگر بیانیه انتخاباتی خود را از تبریز بدهم، خبرنگاران تبریز از ترس او بیانیه انتخاباتی من را منتشر و منعکس نخواهند کرد. با این اوصاف تبریز را انتخاب کردم.

من در این کشور نه به چپ وابسته ام و نه به راست. اساساً آذربایجان اصلاح طلب است. شروع اصلاح طلبی از آذربایجان بوده و مشروطیت از آذربایجان شروع شده است. از سال ۷۶ به بعد عده ای که خود را اصلاح طلب می پنداشتند، شعار “ایران برای همه ایرانیان” سر دادند. اولین فردی که شعار “ایران برای همه ایرانیان” را سر داد، شیخ محمد خیابانی بود. اصلاح طلبی به آقای خاتمی و دیگران ربطی ندارد. مهد اصلاح طلبی آذربایجان است. به این سبب به عنوان یک اصلاح طلب و فرد غیر وابسته از آذربایجان اعلام کاندیداتوری کردم و اعلام کردم چون به هیچ یک از احزاب وابسته نیستم، لذا تشکیلات من آذربایجان است. اگر می دانستم بیانیه من پس از یکماه اینگونه مهجور خواهد ماند، می آمدم و از اورمیه یا سولدوز (نقده) بیانیه خود را اعلام می کردم.

فقط در روزهای انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و حتی انتخابات شورای شهر آذربایجان و اصول 15 و 19 قانون اساسی به یاد کاندیداها می افتد. این اصول دستاویزی برای جلب آرای مردم می شود. وقتی ایام انتخابات می شود همه کاندیداها شعار سر می دهند که حق آذربایجان ضایع شده است. می گویند که اگر به من رأی دهید اصول 15 و 19 را اجرا خواهم کرد. تمامی افرادی که کاندیدای ریاست جمهوری شده اند، همه اینها کاندیداهای هیئت حاکمه هستند، پس چرا این اصول را اجرا نمی کنند؟ فلانی آمده است و می گوید من اگر رئیس جمهور شوم، “تغییر” ایجاد خواهم کرد. آیا اصولاً “تغییر” با شما سنخیتی دارد؟ 30 سال است که قدرت در دست شماست، اگر می خواستید “تغییر” ایجاد می کردید. فردی می تواند “تغییر” ایجاد کند که به آن اعتقاد داشته باشد.

من قبل از آقای کروبی و میرحسین موسوی و محسن رضایی اعلام کاندیداتوری کرده ام. شش ماه قبل از این در کنگره حزب اعتماد ملی اعلام کردم که، اگر خدایگان روی زمین اجازه دهند، من هم از حقوق اجتماعی خود که حق انتخاب شدن در ریاست جمهوری است، استفاده خواهم کرد. تاکنون کسی نگفته که اعلمی هم کاندیدا شده است. آیا علم اعلمی نسبت به دیگران کم است؟ سه مدرک تحصیلی دانشگاهی دارم که هم سنخ با پست ریاست جمهوری هستند. در زمان حکومت شاهنشاهی بر علیه شاه مبارزه کردم، اگر می دانستم چنین حکومتی خواهد بود و و چنین افرادی حاکم خواهند شد هیچ وقت بر علیه شاه مبارزه نمی کردم.

شاه این اندازه به اسلام لطمه نزد، خدا آقای حسنی را حفظ کند، ایشان گفته است، افرادی که بعد از انقلاب مسلمان مانده اند، مسلمانیشان باقی مانده از زمان شاه است. اینها اسلام را در میزان ریش و پیراهن خلاصه کرده اند.

کاندیداها همه شان شعار می دهند که اگر آنها انتخاب شدند، عدالت را حاکم خواهند کرد. همه شما نوعاً افراد هئیت حاکمه هستید. شما ۳۰ سال است که حکومت می کنید پس چرا عدالت را حاکم نکرده اید؟ همهء کسانی که پس از من کاندیداتوری خود را اعلام کرده اند، اخبارشان شبانه روز از رادیو و تلویزیون پخش می شود. خوشبختانه یک شبکه جدید “بی بی سی” هم به تعداد شبکه های ایران اضافه شده است، آن هم مرتب اخبار اینها را منعکس می کند و از اخبار مربوط به من خبری نیست.

همهء رسانه های مختلف وابسته به جناح راست و جناح موسوم به اصلاح طلب من را بایکوت کرده اند. مگر من فرد گمنامی هستم؟ زمانی که نمایندهء مجلس بودم، افتخارتان این بود که هر روز اسم اعلمی را با عنوان عضو کمسیون امنیت ملی و عضو فراکسیون اقلیت و نماینده اصلاح طلب در صفحه اول روزنامه هایتان درج کنید. با نام من برای خود اعتبار کسب می کردید. اما امروز می گویید که اگر اعلمی بیاید آراء پراکنده خواهد شد. بعضی ها ادعا می کنند که اعلمی وزن سیاسی لازم را ندارد. اگر این طور است چرا از بردن اسم من می ترسید؟ مگر نمی گفتید که نظارت استصوابی مذموم است؟ که چنین است. قبل از این که شورای نگهبان من را رد کند شما مرا رد کرده اید. مگر نمی گویید که حق انتخاب شدن و انتخاب کردن از حقوق مردم است؟ آقایان اصلاح طلب! از سال ۷۶ به بعد رنگ عوض کردید. ایران برای همه ایرانیان، گردش آزاد اطلاعات، حق انتخاب شدن، حق انتخاب کردن، اینها شعارهای شما بود. پس چطور شد؟ مردم در پای صندوق های رأی مشخص خواهند کرد که چه کسی صلاحیت دارد یا ندارد. پس از خدا، کسانی که صلاحیت دارند تا صلاحیت کاندیداها را مشخص کنند، مردم هستند.

پوپولیسم یعنی عوامفریبی. اگر بخواهیم عوامفریبی کنیم از خیلی ها بهتر بلد هستیم. اما باید با ملت صادق بود. مردم چهار سال قبل برای اینکه مانع انتخاب هاشمی رفسنجانی شوند، به احمدی نژاد رأی دادند و گمان می کردند که به مردم خدمت خواهد کرد. ولی نمی دانستند که وی اولاد جنتی است. آقای احمدی نژاد بعضی معجزه ها کرد. یکی از معجزه هایش این بود که در طول چهار سال به اندازه سی سال مملکت را به بیراهه برد. سال به سال وضع بدتر می شود. سی سال است که مردم افسوس سال های قبل را می خورند. سی سال است که این سخن تکرار می شود: سال به سال، دریغ از پارسال. الان بعضی ها می گویند رفسنجانی از این بهتر بود یا خاتمی از اینها بهتر بود. هیچ فرقی نمی کند. اینها تخم مرغ های یک سبد هستند. تا زمانی که هئیت حاکمه بر خلاف قانون اساسی به ملت این حق و اجازه را ندهد که کاندیدای خود را آزادانه انتخاب کند، این وضع و این دور باطل ادامه خواهد داشت.

قانون اساسی وحی منزل نبوده و نواقص زیاد دارد. اگر کسی که رئیس جمهور شده و به پایبندی و اجرای قانون اساسی در مجلس و در حضور روسای قوای سه گانه سوگند می خورد، شهامت اجرای تمامی اصول قانون اساسی را داشته باشد، علیرغم کاستیها و ضعفهایی که در آن هست، شصت الی هفتاد درصد خواسته ها و مطالبات مردم تحقق پیدا می کند. برنامه های من از متن قانون اساسی است. اگر به من صلاحیت دهند، از تمام ظرفیت های قانون اساسی برای اصلاح مملکت تلاش خواهم کرد و اگر صلاحیتم را رد کنند دیگر در انتخابات شرکت نخواهم کرد.

فرض کنید فردا مردم بگویند که ما اصلاً این نظام سیاسی را قبول نداریم. مگر امام خمینی نمی گفت که قانون مشروطه را اجداد ما پنجاه سال قبل تصویب کرده اند، حق نداشتند به جای ما تصمیم بگیرند؟ درست است. اگر نسل امروز بگوید که این قانون اساسی را قبول نداشته و به آن منتقد است، این حق مردم است. باید همه پرسی شود. اگر رأی مردم بر این باشد که این قانون اساسی باید اصلاح شود، باید اصلاح شود. این حرف من ا ست، در قانون اساسی پیش بینی شده است. چرا تاکنون نگذاشته اید تا در این مورد همه پرسی صورت گیرد؟

آیا معنای امر به معروف و نهی از منکر رد صلاحیت من در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری است؟ معنای امر به معروف و نهی از منکر این است که کسی یقهء حاکمیت را گرفته و از آن مطالبهء حق کند. وقتی که در روزنامهء “ایران” به مردم آذربایجان توهین شد، ملت به خیابان ها ریختند. تا آنجایی که به یادم هست و خود من در تبریز شاهد بودم، مردم مدنی ترین اعتراض را کرده و مدنیت و امنیت را رعایت کردند. نتیجه اش چه بود؟ چهار نفر را در سولدوز کشتند. فرماندار اینجا را به جای بازخواست جایزه دادند و در جای دیگری سمت و مسئولیت دادند. ملتی که از هویت، تاریخ، زبان و سرزمین مادری خود دفاع نکند، چنین ملتی نمی تواند افرادی همچون باکریها را پرورش دهد. مردمی که در دفاع از هویت خود به خیابان ها ریختند، در واقع غیرت آذربایجان را به نمایش گذاشتند.

در اینجا همهء مردم این منطقه را به نام “سولدوز” می شناسند و اطلاق می کنند. مردمی که در اینجا زندگی می کنند حق دارند که در مورد نام این منطقه تصمیم بگیرند. چرا اجازه نمی دهید که این حداقل خواسته مردم تحقق پیدا کند؟ در قانون اساسی آمده است که برگزاری اجتماعات و راهپیمایی ها آزاد است. شما بروید و درخواست برگزاری راهپیمایی و اجتماع کنید، آیا به شما این اجازه را می دهند؟

در دورهء قبل انتخابات ریاست جمهوری، وقتی آقايان من را رد صلاحیت کردند گفتند که رجل سیاسی بودن اعلمی احراز نشد. من 35 سال سابقهء فعالیت سیاسی دارم. آن زمانی که شماها از مردم پنج ریال می گرفتید و روضه می خواندید، من در زمان شاه اسلحه به دست گرفته و برای رسیدن به عدالت حضرت علی مبارزه می کردم. اکنون چه شده است که رجل سیاسی نیستم؟ هشت سال نمایندهء مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بودم و چندین پست دیگر داشتم، در آن هنگام رجل سیاسی بودم و الان که کاندیدای ریاست جمهوری شده ام، رجل سیاسی نیستم؟! آقای قالیباف که فرمانده نیروی انتظامی بود، رجل سیاسی است، آقای محسن رضایی که فرمانده سپاه پاسداران بود، رجل سیاسی است ولی اعلمی رجل سیاسی نیست؟ چرا باید چنین باشد؟ دلیل این را آن موقع به طور واضح به من گفتند. گفتند که تو به مقامات تعظیم نمی کنی. اصولاً نماینده و رئیس جمهوری که در برابر مقامات سر تعضیم فرود آورد، صلاحیت نمایندگی مجلس و ریاست جمهوری را ندارد.

در قانون اساسی آمده است که اعتبارات باید بدون تبعیض بین استان ها و متناسب با نیازهای هر استان و هر منطقه توزیع شود. اگر فردی که رئیس جمهور می شود غیرت و صداقت داشته باشد، لازم نیست شعار دهد، بیاید تنها به قانون اساسی عمل کند. چرا چنین نشده و آذربایجان این همه عقب مانده است؟ تنها آذربایجان چنین نیست و خیلی از مناطق عقب مانده هستند. علت این چیست؟ تنها در دورهء ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، کشور بیش از 200 میلیارد دلار درآمد ارزی داشته است. این درآمدها چه شده اند؟ ما دایهء مهربانتر از مادر و کاتولیک تر از پاپ شده ایم. در آن گوشه از جهان در فلسطین وقتی دو نفر کشته می شود - و البته ما هم به عنوان مسلمان ناراحت می شویم- اینها دنیا را به هم می ریزند که در فلسطین چنین و چنان شد. فلسطین چه ربطی به ما دارد؟ این را قانون اساسی تصریح کرده است. در قانون اساسی سیاست خارجی کشور بر اساس عدم دخالت در امور داخلی ملت ها تببین شده است. خود شما در اینجا در سولدوز چهار نفر را می کشید و نمی گذارید که صدای کسی در آید. در مشگین شهر یک نفر را کشتید. در تبریز با تفنگ ساچمه ای دو چشم جوانی را کور کردید.

اگر کسی بخواهد کارمند سادهء شهرداری شود، هفت پشت او را بررسی و تحقیق می کنند که مبادا به جایی وابسته نباشد. به عنوان مثال، اگر کسی فامیلی داشته باشد که با سازمان مجاهدین خلق ارتباطی داشته باشد، امکان ندارد در شغلی دولتی پذیرفته شود. در حالیکه پسر آقای جنتی عضو سازمان مجاهدین خلق بود و در سال 65 توسط سپاه کشته شد و این در حالی است که آقای جنتی خودش 30 سال است که در این کشور صلاحیت افراد را بررسی می کند. بر اساس قانون، وظیفهء شورای نگهبان نظارت بر حسن اجرای انتخابات و نظارت بر حق انتخاب مردم است. در حالی که شورای نگهبان خود حق انتخاب مردم را ضایع می کند.

قدرت در ایران در بین يک کلکسیون 200 نفری با اسامی چپ، راست، خط امام، اصولگرا و اصلاح طلب و غیره جابجا می شود. اینها قدرت را مثل توپ فوتبال به همدیگر پاس می دهند و به جای 70 میلیون تصمیم می گیرند. به قرآن قسم می خورم، تا زمانی که قدرت در بین این کلکسیون 200 نفری جابجا شود، این کشور اصلاح نخواهد شد.

منبع: سايت 7 تير

https://newsecul.ipower.com/

 
|+| نوشته شده توسط مدرس در شنبه نهم خرداد 1388  |
 کانون صنفی فرهنگیان یزد

 

با توجه به جامعه ي فرهيخته و بزرگ  فرهنگيان و ارتباط مستقيم و تاثيرگذار آنان با جامعه ي چند ميليوني دانش آموزان توجه جدي وعلمي به اين جامعه بزرگ فرهنگي سبب توسعه و پيشرفت و نهايتاً بهبود زندگي مردم خواهد شد و بسياري از مشكلات فرهنگي واجتماعي كه هم اكنون سايه ي شوم خود را بر جامعه ي ما انداخته است قطعاً بر طرف خواهد شد .

اكنون كه در آستانه انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهوري كشور عزيزمان ايران قرار گرفته ايم . باور اين موضوع آزار دهنده خواهد بود كه جامعه عظيم فرهنگي و نيز يكايك افراد جامعه ، كه سازمان دهنده و تشكيل دهند ي ساختار فرهنگي - سياسي - اجتماعي ... كشور مي باشند و حضور با شور و شعور آنان در تمامي تصميم گيريهاي خرد و كلان كشور قطعاً بهبودي ساختار كلي كشور را به دنبال دارد . دوري و بي انگيزه بودن افراد جامعه از تصميم گيريهاي كشور سبب واپس گرايي شده و قطعاً لطمات جبران ناپذيري را بر كشور تحميل مي نمايد .

با توجه به يك دهه فعاليت كانونهاي صنفي فرهنگيان در سراسر كشور و كسب تجارب مهم و صرف هزينه هاي سنگين در راستاي تحقق بسياري از خواسته هاي به حق صنفي فرهنگيان اين نكته قابل تامل است كه رشد و توسعه و بهبود زندگي مردم درگرو فراغت و امنيت براي فكر كردن و آموختن و پژوهيدن  اين مهم موقعي ميسر ميگردد كه همه ي وقت انسان مصروف حل مشكلات و معضلات اوليه نشود و بذر فكر در خاك مساعد محيط اجتماع ، امكان روييدن و سبز شدن و سر بر آوردن داشته باشد ، لذا تقويت وگسترش كانونهاي صنفي مي تواند اين مهم را در جامعه ي فرهنگيان كشور ميسر نمايد .

ياد آوري و توجه به گزيده ه اي از سخنان بزرگان انديشه ي تاريخ بشري مي تواند قابل تامل باشد .

 1-فارابي هدف و غايت مدينه ي فاضله را رسيدن به سعادت مي داند ، سعادت خير مطلق است و خير آن چيزي است كه به وجهي در رسيدن انسان به خوشبختي سودمند باشد .

 2- افلاطون شهر آرماني خود را بر اين شالوده بنا كرد كه جامعه ي بشري هنگامي رستگار خواهد شد كه زمام حكومت به دست فيلسوفان فرزانه اداره شود و آنان پاداش و خردمندي امور مردم را سامان دهند .

3-   در مدينه ي فاضله ارسطو قانون حاكم و دادرسان و حاكمان ، خادمان قوانين هستند . قانون بايد معتدل و منطبق با اوضاع واحوال ومقتضيات جامعه باشد .

.... از ديدگاه ارسطو بهترين نوع حكومت آن است كه سعادت جامعه را تامين كند او معتقد است بهترين شاخصه هاي حكومت خوب ، حاكميت و تفوق قانون بر شهر است .

مدينه امري طبيعي است وانسان موجودي مدني الطبع است ... به نظر ارسطو تشكيل جامعه وتاسيس مدينه امري است بر آمده از سرشت آدمي و ريشه اي طبيعي دارد .ارسطو شهر را اجتماعي مركب از خانه ها و خانواده مي داند كه هدفش بهزيستي يعني : زندگاني كامل وكافي مردم مي دانست پس هدف اجتماعي ، سياسي بهزيستي است . و همه ي موسسات آن در راه رسيدن به اين هدف جزو وسيله هايي نيستند .

به نظر او مهم نيست كه حكومت چه شكلي دارد ، بلكه مهم آن است كه قدرت تفويض شده را طبق قانون به كار برد .

ارسطو پيروي از حكومت قانون را پيروي از فرمان خدا وخرد مي داند .

ارسطو غايت شهر را رسيدن به زندگي خوب مي داند و هر كس كه در شهر است او را شهروند به حساب نمي آورد ، بلكه شهروند كسي است كه حق احراز مناصب و حق دادرسي داشته باشد ، لذا شهر يا كشور را اجتماعي از افراد همانند مي داند كه براي يافتن بهترين روش زندگي كوشش كنند .

... حكومت را ناشي از اراده شهروندان مي داند و در اثبات نظريه خود در اين باره مي گويد : اگر كساني  باشند كه جسماً و عقلاً مثل خدايان نسبت به ديگران امتيازچشمگير داشته باشند و زير دستان نيز اين برتري را بپذيرند و به حكم آنان تمكين كنند ، طبيعي است كه چنين كساني شايسته حكومتند ، ولي در واقعيت چنين امري وجود ندارد ، پس براي پايداري جامعه و حكومت لازم است كه شهروندان به تناسب حكومت كنند .

ارسطو صاحبان فضيلت را در خور حكومت مي داند ، اما به نظر او اين فضيلت در انحصار فيلسوفان نيست ، زيرا اين فضيلت براي همه ي شهروندان امكان دارد و به همين جهت همه شهروندان نيز بايد هم شيوه فرمانبرداري و هم رموز فرماندهي را بيامورزند .

وي مي گويد : اگر سرشت و شيوه ي زندگي مردم با شكل حكومت خود هم آهنگ نباشد ، مهمترين قوانين و معتبر ترين احكام به پشيزي نمي ارزد معيار اصلي ارسطو در مورد عدالت اين است كه با برابر ها ، رفتاري برابر و با نابرابر ها ، رفتاري نا برابر داشته باشيم

ديدگاه محمد اقبال لاهوري در مورد زندگي يعني مبارزه براي آرمانهاي با ارزش ، اجتناب از تن آساني و  راحت طلبي كه آنها را سبب  ضعف روحيه ي بشري مي داند ، روي آوردن به تلاش كه عامل اصلي در اظهار وجود آدمي است . كارهاي ارزنده حاصل تن آساني و بي خيالي و غليان عواطف و احساسات زود گذر نيست بلكه ثمره ي خون جگر ، سوز درون ، نگرانيها و رنجهايي است كه هر انسان آگاه درد آشنا كه غم بشريت را مي خورد با آنها مانوس است .

ميار بزم بر ساحل كه آنجا                                         نواي زندگاني نرم خيز است  

به دريا غلط و با موجش در آويز                                حيات جاودان اندر ستيز است . 
 

نگاهي به شكل گيري ساختاري ومشخصه هاي اساسي  كانونهاي صنفي فرهنگيان كه ضامن بالندگي و پويايي آنان در طول فعاليت ايشان بوده است اميد و آرزوي آينده اي بهتر را انشاء ا.... بشارت مي دهد .

1-شكل گيري ساختاري كانونها بصورت ارتباط منظم وعلمي ميان طبقات مختلف مديريتي  و اعضاء

2- استقلال كانونها در همه ابعاد

3- سابقه ي بيش از يك دهه فعاليت هاي صنفي

4- تعداد چشمگير وبي نظير و هواداران كانون هاي صنفي در طول فعاليت خود

5- تحول وايجاد حس خود باوري در ساختار نيروي انساني وزارت آموزش وپرورش

 6-متنبه  نمودن مسئولين به اهميت و جايگاه مقام معلم و نيروي انساني آموزش و پرورش در توسعه پايدار كشور

7- خلوص نيت در سخن و عمل بدون چشمداشت به مظاهر زور و زر و تزوير زيرا معتقدند كه انما ينقبل الله من المخلصين

8- تلاش گسترده و پي گير جهت ارتباط با مسئولين  ذي  ربط و مذاكرات حضوري و مكاتبه اي با ايشان جهت به نتيجه رسيدن خواسته هاي بحق وقانوني فرهنگيان ونيز تبيين ديدگاههاي فرهنگيان در امور مربوطه به خود .

آنچه كه امروز بصورت انتظار از نامزدهاي دهمين انتخابات رياست جمهوري در ذهن جامعه فرهنگي خطور مي كند عبارت است از :

1-اصل و پايه قرار دادن وزارت آموزش و پرورش بعنوان جايگاهي مستحكم كه مي توان كشور را بر اساس آن پا برجانگه داشت .

2- انتخاب وزيران و بويژه وزير آموزش وپرورش از نخبگان و روشنفكران كه شخصيتهاي مطرح بين المللي و يا حداقل مطرح در سطح ملي باشند و نيز مطلع ومسلط به امور مختلفه آموزش و پرورش

3- انتخاب وزير آموزش وپرورش با مشورت كانونهاي صنفي فرهنگيان

4- تخصيص بودجه اي مستقل براي فعاليت هاي صنفي فرهنگيان

5- فراهم آوردن زمينه هاي لازم براي نشر هفته نامه قلم معلم با صاحب امتيازي فرهنگي دلسوخته محمد خاكساري

6- اهتمام و لغو تمامي احكام صادره عليه فعالان كانون صنفي فرهنگيان

7- استفاده از نظرات و پژوهش هاي انديشمندان و اقتصاد دانان در امور مختلفه كشور

8- قانونمند نمودن تشكل هاي صنفي . امري كه دولت هاي قبل مرتب در صدور پروانه فعاليت هاي آنان به شكل غير قانوني سنگ اندازي نمودند .

9- شعارهاي نامزد رياست محترم جمهوري شعور مدارانه باشد بطوريكه در قالب عمل و واقعيت ها بگنجد.

10- اهل مشورت وا ستفاده اصولي و منطقي از ديدگاههاي علمي و خير خواهانه باشد ولي وابسته حزبي و سياسي به گروهي خاص نباشد بطور خلاصه وام دار گروهي نگردد كه اين آفت حاكميت است .

اما نكات و مطالب كه لازم مي بينم در ادامه اين بحث متذكر شويم .

الف - عمل نكردن مسئولين امر به بخشنامه هاي صادره از سوي دستگاههاي قانونگذار و اجرايي به بهانه هاي مختلف اعتبار آنان را در نزد قشر فرهنگي يا هر گروه ديگر كه ذيحق در اين امر بوده اند كاهش داده است و اين امر عواقب عدم اطمينان و همكاري زير مجموعه ها و نيز مردم را با مسئولين امر فراهم آورده و مي آورد . با شعار نمي توان مرتب اظهار كرد كه مردم با مسئولين در يك راستا هستند يا مردم به مسئولين اطمينان دارند و آنان را امين خود ميدانند در حاليكه واقعيت امرچيز ديگري  باشد .

ب - فرهنگيان بعنوان قشر عظيمي از فرهيختگان جامعه مي توانند مشاوران خوبي براي مسئولين اجرايي و در سطح كلان رياست محترم جمهوري باشند .

ج -رياست محترم جمهور ارتباط منطقي و عقلايي با سنديكاهاي مختلف داشته باشد .

د - در تقويت تشكل هاي صنفي بعنوان بازوان پر قدرت قوه اجرايي و حتي قواي ديگر مي توان تلاش نمود كه صلاح ملك و مملكت در آن است .

ه - متاسفانه آموزش وپرورش ما با استانداردهاي جهاني فاصله زيادي دارد مي توان اين استاندارد سازي را پايه به پايه انجام داد و به پيش برد . اينهمه افت تحصيلي در طول اين سالها قابل قبول نمي تواند باشد .

و : فرهنگيان اگر عنايت لازم به آنان شود مي توانند ميزان بزه در سطح جامعه را به شكل چشم گيري كاهش دهند كه راهكارهاي آن در اين مجال نمي گنجد .

ز - تسهيلاتي كه به فرهنگيان ارائه مي شود نوع ارائه آنها بسيار تحقير آميز مي باشد كه لازم است توجه لازم در اين امر بعمل آيد .

ح - تكليف صندوق ذخيره فرهنگيان را فرهنگيان از طريق نمايندگانشان مايلند روشن نمايند .

اما چند خبر كه شايد مقداري هم كهنه شده باشد :

  1-آقايان محمد علي شاهدي و محمد جواد حسامي فرد از آذر 1386 بمدت 9 ماه به كسر و از حقوق بدليل فعاليت صنفي داشتن محكوم شدند كه حكم نيز به اجرا در آمد .

2- حراست سازمان آموزش و پرورش يزد و معاونت سياسي انتظامي استانداري از آقاي محمد علي محمد حسن شيرازي رئيس كانون فرهنگيان يزد بدليل مكاتبات قانوني و اداري با مسئولين ذي ربط ، مانند مجلس شوراي اسلامي ،سازمان مديريت كشور ، رياست جمهوري ، دفتر مقام معظم رهبري در دفاع از پرداخت پاداش پايان خدمت فرهنگيان بازنشسته در سال 86 بنام كانون فرهنگيان يزد كه به ذم آقايان جايگاه قانوني ندارد و در حاليكه مسئولين نامبرده تقريباً همگي پاسخ اين كانون را به عنوان ‹‹ كانون محترم فرهنگيان يزد ›› داده اند طي شكوائيه رئيس كانون فرهنگيان را به دادگاه كشاندند . جاي سوال است چگونه مسئولين محترم كلان كشور كانون فرهنگيان يزد را محترم شمرده و پاسخ نامه  هاي وي را محترمانه مي دهند ولي از نظر حراست سازمان آموزش وپرورش و معاونت سياسي انتظامي  استانداري جايگاه قانوني ندارد !!! 

3- احضار عده اي از همكاران به حراست ها بدليل بيان سخني و يا  انتقاد از امري متاسفانه در طول اين يكي دو سال ادامه داشته است . معلوم نشده است اين حراست ها كارشان حراست از شأن وحيثيت فرهنگي است يا تحقير نمودن آنان است !!!

4-  آقاي محمد حسين دهقانپور از دبيران علوم اجتماعي و اولين معلم ناشناخته اي كه در اولين انتخابات رياست جمهوري نامزد شده بود. در اين مرحله نيز ايشان نامزد انتخابات دهم رياست جمهوري اسلامي ايران شده است وي از دبيران  متعهد و از  رجل سياسي استان يزد مي باشد و سالهاست در عرصه سياست  فعاليت هاي گسترده اي داشته است  و در اصلاح امور مختلفه كشور نامه هاي روشنگرانه  به مسئولين  ارائه داده است و تا بحال  تمجيد گو ی هيچ گروه و دسته اي نيز نيوده است . متاسفانه  عده اي براي  وي  يك خواهر ساختگي  در ميان منافقين ساخته اند  و هربار  به اين بهانه صلاحيت هاي وي را رد  مي نمايند. خداوند از سر تقصيرات انسانهاي ناسالم و فاسد نگذرد كه به راحتي   با حيثيت افراد  بازي  مي كنند  بهرحال  كانون فرهنگيان يزد  به اين  برادر متعهد و انقلابي بخاطر احساس مسئوليتي كه نموده  و در عرصه انتخابات  وارد شده است  تبريك و تهنيت  عرض مي نمايد.

مطلب بسيار است به اين مختصر بسنده مينمائيم ، آرزوي پيروزي و سر افرازي براي ميهن عزيزمان در همه عرصه هاي علمي -سیاسی-اقتصادی-فرهنگی هستیم واین راباتمام وجوددرعرصه تعلیم وتربیت ودرفعالیت های صنفی خودنشان داده ایم.

والسلام علي من اتبع الهدي

كانون صنفي فرهنگيان يزد

|+| نوشته شده توسط مدرس در شنبه نهم خرداد 1388  |
 درود ما بر اعلمی ، بزرگمردی که امروز تاوان حمایت دیروز خود از فرهنگیان را می دهد !
 

   بيانيه اعتراض‌آميز ستاد انتخاباتي اكبر اعلمي

ستاد انتخاباتي اكبر اعلمي با انتشار اطلاعيه‌اي از رد صلاحيت وي ابراز نارضايتي كرد و با بيان اينكه شوراي نگهبان دلايل رد اصلاحيت اعلمي را اعلام نكرده است، ضمن اعتراض شديد به اين روند آن را نقض آشکار «قانون ماده واحده لزوم رسيدگي دقيق به شكايات داوطلبين رد صلاحيت شده در انتخابات مختلف مصوب 22/8/1378 مجمع تشخيص مصلحت نظام» دانست. اين ستاد اكبر اعلمي را نه‌تنها واجد همه شرايط مذکور در قانون انتخابات براي احراز صلاحيت نامزدي رياست‌جمهوري دانسته‌اند، بلکه به‌دليل سوابق و تحصيلات دانشگاهي و تجارب متنوع مديريتي و اشراف به قوانين موضوعه ،خصوصا قانون اساسي و برخورداري از روحيه و انگيزه فسادستيزي و عدالتخواهي و مردمداري و ساده‌زيستي و همچنين التزام عملي به قانون اساسي و دفاع از حقوق ملت ،کانديداي اصلح اين دوره رياست جمهوري مي‌دانند

|+| نوشته شده توسط مدرس در شنبه نهم خرداد 1388  |
 
 
بالا