تبليغاتX
ندای سبلان
کانون صنفی معلمان استان اردبیل
 پاييز و ياد ياران دربند

       تجربه پائیز همچون فصل آموختن، با هم بودن، تجدید دیدار کردن و یا آشنائیهای تازه، تجربه منحصر به فرد شغل معلمی است. نظام آموزشی ایران علی‌رغم تمام ضعفهای ساختاری آن، برای آنانی که از تکرار و سکون بیزارند امکان مطلوبی است. امکان تغییر محل خدمت (مدرسه محل تدریس) و تغییر هر ساله مخاطبان و همکاران یکی از جذبه‌های آموزش معلمی برای من بوده است. من این شانس را هم داشته ام که در پیگیری تحصیلاتم شهرهای محل خدمتم را هم چند بار تغییر دهم و از جذبه تنوع و تغییر در این فضا بیشتر بهره ببرم و با معلمانی با پس زمینه های متفاوت فرهنگی همکار شده و دوستان ارزشمندی هم پیدا کنم.

     من اکنون دومین پائیز دور از مدرسه زندگیم را پس از 29 سال تجربه پائیز همچون فصل مدرسه و کلاس (دوران دانش آموزی و معلمی) تجربه می‌کنم. اما آنچه تجربه پائیز امسال را برای من دیگرگونه و تلخ می‌کند نه نوستالوژیای شخصی که تداوم ستمی است که بر دوستان و همکاران معلم در بندم می‌رود. پائیز امسال را دوستان معلم زندانی چگونه تجربه می‌کنند؟ دور از کلاس و درس و دانش آموز و اسیر جهالتی که بیش از همه پرسشگری و روشنگری ایشان را تاب نیاورده است. زندانهای کوچک جسم ایشان را دربند کرده است با با روح بزرگشان چه می‌کنند؟ با دانش آموزانی که پرورده‌اند چه می‌کنند؟ مگر می‌توانند رویاهایشان و خاطراتمان را که بی هراس بند و بی تجربه حصار به هم در می‌امیزند را هم دربند کنند؟

                                                       *****

      فرزاد کمانگر چهارمین پائیز زندان را تجربه می‌کند، زندانی که با رنجنامه‌اش آن را رسوا و با نامه‌های شاعرانه اش به شاگردانش آن را بی حصار و حقیر کرد. فرزاد با مقاومت اخلاقیش در برابر ستم و پایمردیش در اثبات بی گناهیش، منادی رسوایی دستگاه قضایی شد که ادعای دادگریش گوش فلک را کرده است. فرزاد به ما آموخت چگونه معلم بودن را آنگاه که زندان نیز نتوانست یاد شاگردان و قلم توانای او را به حاشیه براند و به ما آموخت چگونه معلم ماندن را آنگاه که گناه ناکرده از استغفار و طلب بخشش سرباز زد. و شگفتا که او هنوز در زندان است و ترازوی درهم شکسته عدالت به ظاهر برقرار. حداقل کاری که از ما به پاسداشت اعتباری که او به نام معلمی در این سرزمین افزوده است ان است که یاد او را آنچنان که شایسته اوست در یادداشتها و بیانیه‌ها و گردهمائیها پاس بداریم.

     رسول بداقی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران و مسئول یکی از سایتهای خبری کانون اوائل شهریور امسال بازداشت شده و اکنون در بند 209 زندان اوین است. بداقی چهره شناخته شده و فعال صنفی است که اولین سایت خبری کانون صنفی معلمان ایران را ادراه می‌کرد و در عرصه اطلاع رسانی فعالیتی درخشان داشت. او به مجرد اطلاع از خبری مرتبط با معلمان بدون مسامحه و ملاحظه‌کاری اطلاع رسانی می‌کرد و در شرایطی که به دلیل بازداشتها و فشارهای روزافزون، کانونهای صنفی کشور عملا منفعل شده بودند از طریق وبلاگ "کانون صنفی معلمان تهران" یک تنه صدا و نام کانون را زنده نگه می‌داشت. بازداشت 16 روزه و متعاقب ان حکم تعلیقی زندان نیز ذره ای از اراده و تلاش های او نکاست و در ادامه فعالیتهایش در عرصه اطلاع رسانی مسئولیت کمیته معلمان "مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران" را نیز بر عهده گرفت. رسول اولین فعال صنفی بود که موضوع بازداشت فرزاد کمانگر وارد حوزه خبری کانونهای صنفی کرد و تبدیل آن به یکی از دستور کارهای کانونهای صنفی معلمان نتیجه مستقیم تلاشها و روشنگریهای او بود. بداقی هر چند در پیگیری مسائل صنفی قاطع و خستگی ناپذیر است در تعاملات درونی کانون و در چارچوبهای کار گروهی فردی منعطف و دمکرات است و همین خصیصه نیز موجب شد در اختلاف نظرهای درونی کانون میانه را بگیرد و در مسیر نزدیک شدن دیدگاه های دو طیف درون کانون و همگرایی بیشتر انها گام بردارد. همه آنهای که با بداقی کار کرده‌اند و یا خواننده وبلاگش بوده‌اند این روزها جای خالی او را احساس می‌کنند.

      انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی هم دومین سال زندان و دوری از مدرسه و کلاس را در حالی تجربه می‌کنند که فوبیای "کرد هراسی" و تن دادن به قضاوتی که تشت رسوای بی‌عدالتیش سالهاست از بام افتاده است، جامعه معلمی را به سکوت و بی‌اعتنایی درباره آنان واداشته است. چند قربانی دیگر باید؟ گویا همه فراموش کرده‌ایم که "اصل بر برائت است." وظیفه اخلاقی و انسانی و البته مسئولیت حرفه‌ای ما اقتضا می‌کند که در برابر بازداشت دوستان معلممان ساکت ننشینیم . در همین مورد مشخص؛ حسین پناهی و اولیایی با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی و.. روبرو شده و بر اساس آن بازداشت شده‌اند. بنا بر همان اصل برائت و حتی افزون بر آن  با توجه به سابقه مضحک دستگاه قضایی در این باره (در سه دهه اخیر صدها مورد از این اتهامات به افراد وارد شده و پس از بگیر و ببندهای بسیار در دادگاه اولیه یا تجدید نظر اتهامات رد شده و متهم تبرئه شده است) اینکه موضوع اتهام (ونه جرم) بی ارتباط با مسائل صنفی است ذره ای از مسئولیت ما نمی‌کاهد . ما باید خواهان دادرسی عادلانه همکاران بازداشتی و حق دسترسی ایشان به وکیل باشیم. جامعه معلمی جامعه ای قشری و تشکلهای صنفی آن حزب سیاسی نیستند که در این مورد بر اساس ترجیحات گروهی یا سیاسی عمل کنند. ما باید از همکاران دربندمان با هر اتهامی به اقتضای اصل برائت و احتمال سیاسی بودن(غیر واقعی بودن) اتهامات ایشان همچون وظیفه ای صنفی دفاع کنیم. حسین پناهی و اولیایی با اتهاماتی مبهم مواجه شده و روند دادرسی و شکستن احکام اولیه ایشان در دادگاه تجدید نظر نشان می‌دهد که نگاه سیاسی بر پرونده حاکم بوده و این دوستان نیز قربانی بازیهای سیاسی/ امنیتی شده‌اند. برای دفاع از ایشان حتما باید این دوستان در بند، قلم و بیانی همچون قلم فرزاد و وکیلی همچون بهرامیان داشته باشند تا ما به خود بیائیم؟

    جعفر ابراهیمی تجربه متفاوتی دارد زیرا این اولین پائیزی است که او دور از مدرسه و در زندان است و اولین تجربه بی‌شک دشوارتر است و با این باور استوار که او مستحق در زندان ماندن نیست امید که پائیزی اینچنین را دوباره  تجربه نکند. ابراهیمی که فارغ‌التصیل جامعه شناسی است و سابقه فعالیت در شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت را نیز دارد از ناراحتی گوارشی و درد ناشی از دیسک گردن رنج می‌برد و تلاش خانواده و وکیلش برای تبدیل قرار بازداشت او و یا گرفتن مرخصی درمانی برای او علی‌رغم پایان بازجویی و انتقال او به بند عمومی، تا این لحظه بی‌نتیجه بوده است.  اینک بیش از صد روز از بازداشت ابراهیمی می‌گذرد و دوستان و خانواده او هنوز نمی دانند اتهام او چیست. 

     هاشم خواستار معلم بازنشسته مشهدی و عضو کانون صنفی معلمان، 25 شهریور برای بار دوم بازداشت شده و برای گذراندن دو سال حبس تعزیری روانه زندان شد. او به اقدام علیه امنیت ملی محکوم شده است و مستندات این اقدام گزارشات اطلاعات و سپاه دال بر تشکیل جلساتی در خانه ایشان ذکر شده است. مهندس خواستار در دفاعیات خویش به اصل آزادی بیان و اصول دمکراسی استناد کرده که توسط دادگاه بلاوجه تشخیص داده شده است .گفتنی است که هاشم خواستار پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای صنفی به سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود و بیم آن می‌رود که این حکم تعلیقی نیز در شرایط جدید اجرایی شود. حال این سوال دوباره مطرح می‌شود که این چه امنیت ملی است که با یک جلسه سخنرانی مذهبی یا سیاسی در یک خانه شخصی به خطر می‌افتد؟

    

      ساسان بابايی معلم كاميارانی که تابستان ۸۵ بازداشت شده است اکنون چهارمین پائیز زندان و دوری از مدرسه را تجربه می‌کند. او که به اتهام ارتباط با احزاب اپوزیسیون و تبلیغ علیه نظام به چهار سال زندان محکوم شده بود به دلیل نوشتن نامه‌ای از زندان در حمایت از فرزاد کمانگر برای بار دوم دادگاهی شده و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شد. بابایی در پرونده‌یی دیگر مرتبط به مسائل صنفی و شغلی به 3 سال تبعيد به سمنان محكوم شده است لذا پس از پايان دوران محكوميت و آزادی از زندان جهت ادامه‌ی تدريس بايد به سمنان عزیمت کند. گفتنی ا‌ست ساسان بابايی در طول مدتی كه در زندان سنندج بوده به علت شرايط خاص و نامناسب زندان دچار بيماری‌های مختلف شده است.

    عبدالله مومنی چهره شناخته شده و معتبر جنبش دانشجویی پیش از این نیز زندان را تجربه کرده است اما این نخستین پائیزی است که دانش اموزانش او را در میان خود نمی‌بینند. دانش آموزان مومنی به همسر او می‌گویند انها تا پیش از تجربه این تابستان خونین نمی‌دانستند که معلم تاریخشان خود تاریخ ساز است. و چه عبرت آموز است که سناریوی اعترافات اجباری و دادگاههای فرمایشی که هدفش بی اعتبار کردن آزادیخواهان دربند است حتی نوجوانان دانش آموز را نیز نفریفته است. هرچند عبدالله مومنی پیش از این به عنوان چهره سرشناس جنبش دانشجویی و اینک نیز فعال سیاسی شناخته می‌شود اما دقیقا از ان رو که چنین چهره هایی آبروی جامعه معلمی و نماد برجسته معلم مسئول و فعال در عرصه اجتماعی هستند باید مورد حمایت جامعه معلمی قرار گیرند و آزادی آنها نیز از جمله مطالبات کانونهای صنفی معلمان باشد.    

     محمد داوری عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران پیش از این نوروز 86 را به دلیل فعالیتهای صنفی در زندان گذرانده بود. اینک این جانباز جنگ پائیز 88 را در حالی در زندان تجربه می‌کند که تابستان پرحادثه ای را پشت سر گذاشته است. او در مقام مدیریت سایت خبری سحام نیوز نقش برجسته‌ای در عرصه خبر رسانی ایفا کرده و به همیت دلیل مورد غضب قرار گرفته است.

     سجاد خاکساری هرچند معلم نیست اما خبرنگار فعال حوزه معلمی است و به دلیل پوشش اخبار اعتراضات و تجمعهای معلمان در اردیبهشت سال جاری بازداشت شده و اکنون دوران محکومیت یکساله زندان را می‌گذراند. تلاش سجاد برای پوشش خبری تجمع معلمان حق التدریس از نظر دادگاه انقلاب "تبلیغ علیه نظام، تشویش و تحریک افکار عمومی" قلمداد شده است. سجاد جوانی محجوب و با اخلاق است که تاوان شجاعت خود را در عرصه اطلاع رسانی آزاد می‌پردازد.

       8 روز دیگر ۱۳ مهرماه روز جهانی معلم است. اگر هیمنه دولت کودتا کانونها را به محاق سکوت نبرده باشد این روز فرصت مناسبی است تا یاد معلمان دربند گرامی داشته شود و تلاش شود تا طلب آزادی آنها به خواست سراسری معلمان ایران بدل گردد. 

|+| نوشته شده توسط مدرس در سه شنبه هفتم مهر 1388  |
 گزارش تفصیلی نقض حقوق معلمان به مناسبت آغاز سال تحصیلی
 
گزارش تفصیلی نقض حقوق معلمان به مناسبت آغاز سال تحصیلی
فعالیتهای صنفی و تلاش در این رابطه منجمله حقوقی است که معاهدات حقوق بشری آن را محترم میشمارد، اصناف مستقل در ایران همچون سایر نهادهای مدنی همواره تحت فشار دستگاه امنیتی قرار دارند، در این بین کانونهای صنفی معلمان و بالطبع اعضای آن نیز همواره در معرض برخورد و فشار نیروهای سرکوبگر در راه تحقق مطالبات صنفی خود قرار گرفته اند.

خبرگزاری هرانا : کمیته معلمان، واحد اصناف مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز جاری طی گزارشی مفصل به موارد متعدد تضییع حقوق معلمان ایران در محدوده زمانی شش  ماهه نخست سال جاری پرداخت، گزارش مذکور عیناً در پی می آید

موارد نقض حقوق بشر در ایران دارای ابعادی گسترده ای است که عدم تحمل فعالیتهای صنفی نیز جزوی از این گستردگی محسوب میشود.

فعالیتهای صنفی و تلاش در این رابطه منجمله حقوقی است که معاهدات حقوق بشری آن را محترم میشمارد، اصناف مستقل در ایران همچون سایر نهادهای مدنی همواره تحت فشار دستگاه امنیتی قرار دارند، در این بین کانونهای صنفی معلمان و بالطبع اعضای آن نیز همواره در معرض برخورد و فشار نیروهای سرکوبگر در راه تحقق مطالبات صنفی خود قرار گرفته اند.

از ابتدای سال جاری بسیاری از فعالان این عرصه با احضار، بازداشت، زندان و یا صدور حکم‌های سنگین روبه‌رو شده اند. تجمع‌های اعتراضی و صنفی آنان بنابر دلائل مختلف از سوی حکومت لغو و یا با آن‌ها برخورد صورت گرفته است.

علاوه بر مشکلات جاری آموزش و پرورش در ایران همچون مسائل مالی، آزمایشگاهی، کارگاهی، بهداشت، ساختار ناصحیح و امثالهم، عدم اجازه فعالیت مناسب به فعالان صنفی معلم که مطالبات این قشر عظیم و بستر ساز را نمایندگی میکند دلیلی شده است بر تداوم مشکلات این جامعه فرهنگی که بدیهی ترین تاثیر آن ناکارآمد ماندن سیستم آموزش و پرورش کشور خواهد بود.

در همین رابطه و به مناسبت آغاز سال تحصیلی با هم مروری داریم بر موارد نقض حقوق‌بشر در حوزه صنف معلمان به ترتیب تاریخ، در شش ماهه‌ی اول سال جاری :


فرزاد کمانگر و پابرجایی حکم اعدام وی

فرزاد کمانگر، فعال حقوق بشر و معلم محکوم به اعدام کامیارانی که در مردادماه سال 85 بازداشت و مدت‌های مدیدی مورد شکنجه در بازداشت‌گاه‌های اطلاعات تهران، سنندج و کرمانشاه قرار گرفته بود و در یک روند پر نقص قضایی به اعدام محکوم شده بود، موضوعی است که فعالان معلم و کانون‌های صنفی مربوطه در سطوح داخلی و بین‌المللی مدت‌هاست که پی‌گیری می‌کنند.

نظر به قطعیت حکم اعدام نام‌برده که هم‌چنان نیز پابرجاست، فعالان صنفی این عرصه، ملاقاتی با نماینده‌گان کرد مجلس شورای اسلامی برگزار کردند که موجب پی‌گیری مجلس در مورد پرونده این فعال مدنی شد.

نماینده‌گان کرد مجلس طی نامه‌یی به تاریخ 20 فروردین ماه سال جاری به ریاست مجلس شورای اسلامی خواستار پی‌گیری مجلس در پرونده‌ی مورد اشاره شدند. فعالان این حوزه هم‌چنین در خردادماه سال جاری در ملاقات‌های متعددی منجمله ملاقات با آقای کروبی مجدداً خواست خود را مبنی بر تحقق عدالت و رعایت قانون در پرونده‌ی فرزاد کمانگر مطرح کردند. هم‌چنین در تجمع صنفی به مناسبت روز معلم، استفاده از پارچه نوشته‌هایی مبنی بر خواست آزادی این معلم از دیگر موارد پی‌گیری‌های فعالان این حوزه بوده است.

هر چند لازم به یادآوری است علی‌رغم سپری شدن بیش از 3 سال از بازداشت فرزاد کمانگر و اذعان نهاد امنیتی به بی‌گناهی وی، کماکان نام‌برده محکوم به اعدام است و این حکم در شعبه‌ی اجرای احکام در انتظار استیذان ریاست قوه قضاییه برای اجرا است.


تجمع معلمان حق التدریسی در مقابل مجلس

در تاریخ 6 اردیبهشت ماه سال جاری، ده‌ها تن از معلمان حق‌التدریسی که پایه‌ی حقوقی معادل 70 تا 100 هزارتومان دارند در اعتراض به عدم مشخص شدن وضعیت استخدام خود با استناد به طرح يك فوريتي تعيين تكليف معلمان حق‌التدريسي در مجلس، مقابل در اصلی مجلس شوراي اسلامي تجمع كردند.

اين معلمان از شهرهاي اصفهان، لرستان، شيراز، ايلام، شهركرد، چهارمحال و بختياري، گلستان و قزوين به تهران آمده بودند.


سه روز اعتراض

روز یکشنبه مورخ 6 اردیبهشت ماه حسب فراخوان کانون صنفی معلمان ایران، هزاران تن از معلمان کشور در اعتراض به عدم اجرای قانون و سایر مطالبات صنفی یک اعتراض سه روزه را در سه مرحله، خودداری از تدریس، خودداری از حضور در کلاس و خودداری از حضور در مدرسه آغاز کردند.

در همین رابطه کانون صنفی از دریافت گزارشات اجرای اعتراضات مذکور در شهرهای تهران، کرج، شهریار، رباطکریم، رشت، همدان، سنندج، کرمانشاه ،علی گودرز، میاندوآب، سقز، ایلام، دیواندره، ساوجبلاغ، اصفهان، مشهد، بجنورد، بندرعباس، شیراز، مریوان، اراک، ملایر، اردبیل، وبسیاری دیگر از شهرهای کشور خبر داد.

کانون صنفي معلمان همچنين از احضار يک معلم تبعيدي به نام "مختار اسدي" به اداره اطلاعات غرب استان ‏تهران در این رابطه خبر داد.


تجمع معلمان در ابن بابویه

حسب دعوت کانون صنفی معلمان ایران تجمعی با حضور حدود دویست تن از فعالان صنفی و همین‌طور فعالان حقوق بشر در تاریخ 12 اردیبهشت ماه در قبرستان ابن بابویه شهرری به مناسب روز معلم برگزار شد، در این تجمع که بر سر مزار دکترخانعلی از شهدای صنف معلمان شکل گرفته بود متنی قرائت شد که از فعالان این عرصه برای تجمع در مقابل وزارت آموزش و پرورش دعوت می‌کرد.

فعالان حقوق بشر نیز با حضور در این مراسم و داشتن پارچه نوشته‌هایی باعنوان "جای معلم ما در زندان نیست، فرزاد کمانگر را آزاد کنید" خواست خود را به همراه سایر فعالان صنفی مبنی بر آزادی معلم دربند، فرزاد کمانگر اعلام داشتند.

علی‌رغم حضور چشمگیر نیروهای امنیتی و اقدام آنان مبنی بر فیلم‌برداری از حاضرین و بعضا بازخواست افراد موردی از بازداشت و خشونت گزارش نشد.


برخورد خشونت آمیز با تجمع مسالمت آمیز و صنفی معلمان

معلمان و فعالان صنفی این حوزه در تاریخ 14 اردیبهشت ماه تجمعی با هدف پی‌گیری مطالبات صنفی در مقابل ساختمان وزارت آموزش و پرورش برگزار کردند که با دخالت نیروهای انتظامی به خشونت کشیده شد. رسول بداقی از جمله دستگیرشده‌گان این تجمع بود که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت.


تجمع فرهنگیان کرمانشاه

روز دوشنبه مورخ 22 اردیبهشت ماه، حدود200 نفر از معلمان کرمانشاه در سازمان آموزش و پرورش این شهر تجمع اعتراضی آرامی را برگزار کردند . این تجمع  در پاسخ به فراخوان کانون صنفی معلمان کشور و در اعتراض به عدم اجرای لایحه خدمات کشوری صورت پذیرفت.

 اعتراض معلمان کرمانشاه در حالی برگزار شد که در روزهای پیش از تجمع، اعضای شورای مرکزی کانون صنفی در کرمانشاه تهدید و یا از اجرای تحصن و اعتراض منع شده بودند . تجمع اعتراضی دوشنبه در کرمانشاه با حضور گسترده مأموران امنیتی و انتظامی انجام پذیرفت که حضورشان در اطراف پارک معلم و سازمان آموزش و پرورش به تعداد زیاد و امکانات مجهز کاملا مشهود  و حکایت از جو امنیتی گسترده ای می داد .

 

بازداشت جعفر ابراهیمی

جعفر ابراهیمی ازندریانی، فعال حقوق بشر و عضو کانون صنفی معلمان در تاریخ 20 خردادماه سال جاری در منزل خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند 209 زندان اوین منتقل شد.

نام‌برده حداقل در دو نوبت به دلایل مختلف به بندهای عمومی زندان و مجدداً بند امنیتی 209 منتقل شد، مدت زیادی از ایام بازداشت خود را در سلول انفرادی گذراند و در طی ایام بازداشت علاوه بر شدت یافتن تنگی نفس و بیماری گوارشی مبتلا به حمله‌های عصبی و آسیب به پای چپ شده است.

پرونده‌ی وی اخیراً به شعبه 26 دادگاه انقلاب منتقل شده است ولی هنوز تاریخی برای رسیده‌گی به پرونده اعلام نشده است.

 

بازداشت علی رضا هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان ایران

علی رضا هاشمی، دبیرکل سازمان معلمان ایران 24 خردادماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

نامبرده مدت 25 روز را در بازداشت به سر برد و سرانجام با قید وثیقه تا زمان رسیده‌گی به اتهامات آزاد شد. از اتهامات وارده به وی اطلاعی در دست نیست اما لازم به یادآوری است، نام‌برده به دلیل فعالیت‌های صنفی خود در سال ۸۶ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام عليه امنيت ملی، اخلال در نظم عمومی و تمرد از دستور پليس، به ۴ سال حبس تعزيری محکوم شده بود. وی پيش از اين نيز به خاطر تجمع هزاران معلم در مقابل مجلس شورای اسلامی در ۲۳ اسفند سال ۸۵ به همراه ده‌ها معلم ديگر دستگير و تا ۱۱ فروردين ۸۶ درسلول‌های انفرادی زندان اوين نگه‌داری شده بود.


از بازداشت و محکومیت تا زندانی شدن مهندس هاشم خواستار

مهندس هاشم خواستار، فعال حقوق بشر، معلم بازنشسته و عضو کانون صنفی فرهنگیان در تاریخ 25 خرداد 88 به دلایلی واهی از سوی نیروهای انتظامی بازداشت و پس از طی یک پروسه پر ابهام قضایی در دادگاه اولیه به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم شد که با اعتراض نامبرده در حالیکه فاقد وکیل مدافع نیز بود حکم مذکور به 2 سال حبس تعزیری کاهش پیدا کرد. وی نهایتاً توسط نیروهای انتظامی به صورت غیرقانونی دستگیر و یک روز بعد برای تحمل محکومیت به زندان مرکزی مشهد منتقل شد. استنادات و اتهامات وی به نقل عینی از حکم صادره به شرح ذیل است :

"اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق تحریک مردم به شرکت در تجمع غیر قانونی ، در خصوص اتهام آقای سید هاشم خواستار مبنی بر اقدام علیه امنیت به شرح مذکور  در صدر دادنامه نظر به دلایل ذیل :1

- اقرار متهم به این‌که در زمان و مکان فراخوان حضور داشته است و مدافعات بلاوجه وی مبنی براین‌که برای پیاده‌روی در آن‌جا حضور داشته است و هم‌چنین فرد یا افرادی چون از قبل وی را می‌شناختند و به جهت سابقه‌ی قبلی که ایشان داشته است وی را دستگیر کرده‌اند، ولی در موضوع تجمع هیچ دخالتی نداشته است.

2- گزارش شماره‌ی 2477 مورخه‌ی 88/4/2 اداره‌ی کل اطلاعات استان خراسان رضوی که دلالت به شرح اقدامات وی در مکان‌ها و زمان‌های مختلف علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی دارد.

3-گزارش شماره‌ی 847 مورخه‌ی 1388/4/3 سپاه که بر اساس محتویات آن شرح اقدامات آقای سید هاشم خواستار در زمان‌ها و مکان‌های مختلف بر علیه نظام جمهوری اسلامی بیان شده است و بعضاً از گروه‌ها و جناح‌های مخالف و معاند با نظام حمایت مستقیم نموده و اجازه‌ی برگزاری نشست‌ها و جلسه‌ها در منزل خویش به آن‌ها داده است.

4- اقرار صریح متهم به این‌که برخی از  تشکل‌ها در منزل وی تشکیل شده است و از برخی گروه‌ها و افراد ضد انقلاب  حمایت مستقیم و غیر مستقیم داشته است.

5- داشتن سابقه‌ی کیفری در زمینه‌ی فعالیت علیه نظام که موضوع حکم قرار گرفته است.

6- عدم تنبه و آگاهی وی در زمینه ی اقدامات گزارش و اصرار بر این‌که وی براساس دموکراسی و آزادی بیان است.

7- کیفر خواست صادره از سوی دادسرای محترم که برساس آن تقاضای تعیین کیفر و مجازات یرای وی شده است لهذا بزه‌کاری‌اش محرز و مستند به ماده 498 قانون مجازات اسلامی وی مستحق شش سال حبس تعزیزی محکوم می‌کند. مقرر است مستندا به تبصره ذیل ماده‌ی 180 قانون مجازات اسلامی این بازداشت محکوم علیه جز محکومیت ایشان محاسبه گردد رای صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض محامه تجدید نظر مرکز استان است.


محکومیت مجدد ساسان بابایی، معلم دربند

ساسان بابايی معلم كاميارانی كه از سه سال پيش با اتهام تبليغ عليه نظام و ارتباط با احزاب اپوزیسیون در زندان سنندج به سر می‌برد در تازه‌‌ترين پرونده خود به اتهام اقدام عليه امنيت ملی از سوی ‌شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب سنندج با رياست قاضی بابايی به يك سال حبس تعزيری ديگر محكوم شد، این حکم در تاریخ 15 تیرماه سال جاری به وی ابلاغ شد.

هم‌چنين دادگاه ديگری اين معلم كُرد را در پرونده‌یی مربوط به مسائل صنفی و شغلی وی به 3 سال تبعيد به سمنان محكوم كرده است كه پس از پايان دوران محكوميت و آزادی از زندان جهت ادامه‌ی تدريس بايد به محل فوق منتقل شود. گفتنی ا‌ست ساسان بابايی در طول مدتی كه در زندان سنندج بوده به علت شرايط خاص و نامناسب زندان دچار بيماری‌های مختلف شده است.


حسن صالحی زاده معلمی از سقز

نیروهای اداره‌ی اطلاعات شهرستان سقز در تاریخ 20 تیرماه سال جاری درغیاب آقای حسن صالحی زاده مدیر آموزش‌گاه علمی" ری باز" و دبیر آموزش وپرورش شهرستان سقز وارد این آموزش‌گاه شده و پس از تفتیش اموال مقداری از وسایل این آموزش‌گاه را با خود بردند.

نام‌برده پس از مراجعت از سفر به این اقدام نیروهای اطلاعاتی اعتراض نمود که پیرو این موضوع به ستاد خبری احضار شد، پس از حضور در این ستاد، صالحی‌زاده توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و مدت 23 روز را در زندان‌های سقز و سنندج به سر برد و نهایتاً با قید وثیقه در تاریخ 15 مرداد ماه آزاد شد.


یک‌سال زندان برای سجاد خاکساری

سجاد خاکساری فعال مدنی است که به علت پوشش خبری تجمع معلمان حق التدریسی در مقابل مجلس در تاریخ 6 اردیبهشت ماه سال جاری بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

نام‌برده پس از طی پروسه‌ی قضایی در تاریخ 22 تیرماه سال جاری از سوی دادگاه انقلاب شهر تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام به تحمل یک‌سال حبس تعزیری محکوم شد، نام‌برده هم اکنون در زندان اوین مدت محکومیت خود را سپری می‌کند.


بازداشت گسترده معلمان در بلوچستان

در نیمه‌ی دوم مردادماه سال جاری، نیروهای امنیتی طی دو مرحله با یورش به منازل دست کم 22 معلم و فرهنگی بلوچ در شهر سراوان اقدام به بازداشت آنان کردند.

محمد صالح اسلام زهی فرزند عطا محمد به همراه مهدی اسلام زهی فرزند 17 ساله خود، علیم جنگی زهی از آموزگاران دبستان باقرخان سراوان، بهروز باهورزهی فرزند پیربخش آموزگار دبستان دوازده اردیبهشت سراوان - علیرضا چاکری فرزند شهدالله معاون دبستان باقرخان سراوان - حمیدرضا چاکری فرزند شهدالله آموزگاردبستان های سراوان - عبدالرحمن روانبخش مهندس کامپیوتر و کارمند اداره آموزش وپرورش سراوان، هویت تعدادی از بازداشت شده‌گان مورد اشاره است، در زمان تهیه این گزارش تنها پنج تن از بازداشت شده‌گان مورد اشاره آزاد شده‌اند.

هم‌چنین لازم به یادآوری است اتهامات، دلایل بازداشت و هم‌ینطور محل نگه‌داری این افراد تاکنون مشخص نشده است.


موضع‌گیری کانون صنفی معلمان ایران در قبال حوادث پس از انتخابات

کانون صنفی معلمان ایران با انتشار بیانیه‌یی در تاریخ 23 مردادماه سال جاری نسبت به وقایع پس از انتخابات در ایران واکنش نشان داد.

در این بیانیه آمده است «ملت و به ویژه معلمان ایران آگاه‌اند که به دنبال اوضاع نابسامانی که دولت نهم در تمامی زمینه‌ها درکشور ایجاد نمود قراری نانوشته اما عزمی راسخ در میان بخش گسترده‌یی از مردم برای تغییر شرایط موجود شکل گرفت تا با استفاده از مطلوب‌ترین روش ممکن یعنی صندوق‌های رای و با انتخاب یکی از معدود کاندیداهای مورد تایید حکومت تغییراتی ولو اندک درجامعه ایجاد کنند. اما دریغا که مطلق‌گرایان مدعی دین و عدالت ساز و کارهای رسمی نظام حکومتی خودرا نیز بر نمی‌تابند و هنگامی که اراده ملت را خلاف خواسته‌های تنگ‌نظرانه خود می‌یابند عهد می‌شکنند؛ در امانت خیانت می‌کنند و مزورانه فریاد حمایت از دین و قانون سر می‌دهند.

برای معلمان و به ویژه برای آن گروه از فعالان اجتماعی که پی‌گیر مطالبات مدنی و صنفی خود بوده‌اند اوضاع جاری البته پدیده‌یی چندان ناآشنا نیست. آن‌ها چندسالی است که شاهد نادیده گرفته شدن حقوق و آزادی‌های قانونی خویش هم‌چون آزادی تشکیل اجتماعات؛ آزادی راه‌پیمایی‌های اعتراضی و... بوده‌اند. دیده و می‌بینند که منتقدان و مخالفان روند جاری امور بدون کم‌ترین مستندات حقوقی و قانونی و یا حتا رعایت حداقل آداب قانونی، بازداشت شده و به بند کشیده می‌شوند.»

کانون صنفی معلمان بیانیه خود را این‌گونه ادامه می‌دهد  «کانون صنفی معلمان حمله عناصر غیرمسئول به اجتماعات مسالمت آمیز میلیون‌ها فرد معترض به نتیجه‌ی انتخابات که منجر به کشته و زخمی شدن صدها تن از افراد بی‌گناه گردیده رابه عنوان یک اقدام غیرانسانی، غیر دینی و ضد ملی شدیدا محکوم می‌کند و آن را خلاف همه آموزه‌های دینی و انسانی می‌داند. ازاین پس معلمان ما چه‌گونه رحمانیت و عطوفت دینی را برای دانش‌آموزان خود توضیح دهند.»

و در پایان نیز خواست و موضع خود را این‌چنین اعلام می‌دارد «کانون صنفی معلمان نقض گسترده‌ی حقوق بشر، بازداشت‌ها و حبس‌های غیر قانونی تعداد زیادی از فعالان سیاسی و اجتماعی را محکوم کرده و ضمن ابراز انزجار از این اعمال خواستار آزادی هرچه سریع‌تر این بازداشت‌شده‌گان است.»


 احضار اسماعیل عبدی

 آقای اسماعیل عبدی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران در تاریخ 1 شهریورماه سال جاری به حراست آموزش و پرورش احضار شد. نامبرده پس از حضور در این جلسه در خصوص فعالیتهای صنفی خود مورد بازجویی قرار گرفت.

 آقای اسماعیل عبدی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران روز شنبه 1/6/88 ساعت 11:30 از سوی حراست وزارت آموزش و پرورش احضار شده است . عبدی پس از مشورت با آقای کریمی مشاور امور تشکل ها در آموزش وپرورش در این جلسه شرکت نموده  است .

 

احضار پنج معلم به دادگاه و یک تن دیگر به حراست

کانون صنفی معلمان ایران در تاریخ 5 شهریورماه از احضار یک معلم به حراست آموزش و پرورش و احضار پنج تن از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان رشت به دادگاه در تاریخ 10 شهریورماه خبر داد.

این گزارش بدون اعلام هویت 5 معلم احضار شده به دادگاه علت احضار را مرتبط با خواسته‌های صنفی این افراد از ریاست جمهوری اعلام کرد، هم‌چنین اسماعیل عبدی را معلم به حراست آموزش پرورش خوانده شده اعلام دانشت.


بازداشت یک معلم در سقز

حامد دنیایی (رئیس اسبق آموزش و پرورش بخش زیویه) مدیر دبیرستان امام خمینی شهرستان سقز در تاریخ 7 شهریورماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به نقطه‌ی نامعلومی منتقل شد. از دلایل و همین‌طور سرنوشت نام‌برده پس از بازداشت اطلاعی در دست نیست.

 

مسعود کردپور

مسعود کردپور، معلم و فعال حقوق بشر اهل بوکان که در تاریخ 17 مردادماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و نهایتاً به اتهام تبلیغ علیه نظام پس از تحمل یک‌سال حبس تعزیری آزاد شده بود. پس از آزادی به حکم  هیات رسیده‌گی به تخلفات اداری استان آذربایجان غربی در تاریخ 11 شهریورماه سال جاری به باز خرید از خدمت علیرغم حدود 22 سال سابقه کار محکوم شد. لازم به ذکر است این فعال صنفی پیرو حکم صادره دادگاه انقلاب محکوم به تبعید به شهرستان تکاب نیز شده است.

 

بازداشت رسول بداقی

رسول بداقی، فعال حقوق بشر، از اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان که چهره‌یی شناخته شده در عرصه‌ی فعالیت‌های صنفی محسوب می‌شود توسط نیروهای امنیتی در تاریخ 11 شهریورماه در منزل خود با برخوردی خشن بازداشت شد.

از دلایل بازداشت این فعال صنفی و هم‌چنین سرنوشت بداقی پس از بازداشت اطلاعی در دست نیست، در همین رابطه کانون صنفی معلمان ایران در تاریخ 19 شهریورماه با انتشار اطلاعیه‌یی تحت عنوان " انتقاد از ادامه‌ی بازداشت یکی از اعضای کانون " تداوم بازداشت این فعال حقوق بشر را نگران کننده دانست و آزادی بی‌قید و شراط آقای بداقی را خواستار شد.

 

بازداشت محمد داوری

محمد داوری، مسئول آموزش و اطلاع‌رسانی سازمان معلمان ایران در تاریخ 18 شهریورماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و در تاریخ 25 شهریورماه گزارش انتقال وی به زندان اوین منتشر شد، بازداشت نام‌برده کماکان ادامه دارد.

لازم به یادآوری است آقای داوری در ۲۳ اسفند سال ۱۳۸۵ به همراه دیگر فعالان صنفی و مدنی مقابل مجلس شورای اسلامی بازداشت و نوروز را در بند انفرادی گذرانده بود.

منبع خبر : خبرگزاری هرانا

|+| نوشته شده توسط مدرس در سه شنبه هفتم مهر 1388  |
 گزارش تجمع معلمان روز دو شنبه 14/2/88
 

 محمود باقری ، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران

ساعت حدود 12:45 بود که به وزارتخانه رسیدم . خیابانهای مجاور و محوطه را بررسی کردم . هیچ مامور نیروی انتظامی و یا یگان ویژه ای در آن ساعت جلوی وزارتخانه یا خیابانهای اطراف ندیدم ، فقط یک خودرو سمند راهنمایی و رانندگی با دو تا سه نفر مامور پلیس در آن نزدیکی پارک شده بود که آنها هم بسیار طبیعی می نمود . در این فاصله زمانی تعدادی از همکاران با من تماس گرفتند و اوضاع را پرسیدند و من به آنها گفتم هیچ وضع غیر طبیعی وجود ندارد ، خوشحال شدم که بر خلاف زمانهای قبل دیگر خبری از یگان ویژه و انبوه نیروی انتظامی و گارد ضد شورش نیست ، فکر کردم نیروهای امنیتی و انتظامی از نیت ما با خبر بودند ، چون در آخرین جلسه و آخرین گفتگو ها یی که قبل از تجمع یا اعضای هیئت مدیره داشتیم قرار شده بود که هیچ شعاری داده نشود ، سخنرانی نداشته باشیم ، دادو فریادی نباشد . تنها چند پلاکارد که حاوی شعارهایی دال بر خواسته های ما مبنی بر اجرای قانون و رسیدگی به وضع مدارس و استاندارد سازی آموزش و پرورش باشد و با سکوت خود از سوء استفاده های احتمالی از تجمع توسط برخی از افراد غیر صنفی جلوگیری کنیم ، تا اینجا همه چیز عادی بود و بنده احساس رضایت خاطر می کردم ، هنوز همکاران مقابل وزارتخانه نیامده بودند و اگر هم بودند در محوطه اوضاع را ارزیابی می کردند ، وارد وزارتخانه شدم ، ابتدای در ورودی چند نفر از همکاران را دیدم که روی صندلی های انتظار نشسته اند ، داخل وزارتخانه ابتدای ورودی به طور چشمگیری نیروهای حراست اداری و نگهبان توجه ام را جلب کرد . از در گوشی صحبت کردن آنها و پچ پچ کردنشان ، اینطور بر می آمد که فضای رعب آلودی داخل وزارتخانه حاکم است . از آنجا خارج شدم و دیدم در چند قدمی مقابل وزارتخانه تعدادی همکار خانم نشسته اند ، ایستادم و طولی نکشید که دیدم همکاران در گروه های چند نفری در حال آمدن به جلوی وزارتخانه اند . با آنهایی که می شناختم یا بنده را می شناختند احوالپرسی کردم ، در همین حال آقای باغانی ( دبیر کل کانون ) رسید و به من گفت که می روم داخل وزارتخانه ، بلکه موفق شوم ، از وزیر دعوت کنم برایمان صحبت کند و یا حد اقل ملاقاتی با ایشان ترتیب دهم . به همکاران بگو منتظر باشند ، ساعت حدود یک و نیم بعد از ظهر شده بود و تعداد همکاران به سرعت در حال افزایش بود و می دیدم که گروه گروه از محوطه وزارتخانه و خیابانهای مجاور در حال آمدن بودند ، ناگهان متوجه شدم ده تا پانزده نفر افسر و درجه دار نیروی انتظامی که هیچکدام هم اتیکت ندارند به جمعیت که حالا تعداد آنها حدود 100 نفر شده بود نزدیک شدند و از جمعیت می خواهند که متفرق شوند ، نزدیک رفتم و به یکی از آنها که سروان بود گفتم ، جناب ما قصد هیچ شعار یا سخنرانی نداریم ، تنها می خواهیم وزیر یا مقام مسئولی در مورد عدم اجرای قانون که شانزده ماه از تصویب نهایی آن گذشته پاسخگو باشد . و به شما به عنوان عضو هیئت مدیره کانون قول می دهم که هیچ سوء تفاهمی نشود . سخنرانی هم نداریم و هیچ شعاری داده نمی شود . آقای باغانی دبیرکل مان نیز رفته بالا که اگر بتواند وزیر را دعوت کند به سخنرانی در جمع و شنیدن سخن همکاران . اگر هم اجازه دهند به نمازخانه می رویم و می مانیم ، از او خواهش کردم که اگر خودش هم مسئولیتی ندارد پیشنهادم را با فرمانده شان در میان بگذارد و زمان زیادی نگذشت که جواب او و همکارانش این بود که به هیچ وجه امکان پذیر نیست و ما فقط وظیفه داریم شما را متفرق کنیم ، به خانه هایتان بروید و با صدایی بلند شروع به متفرق کردن همکاران نمودند . در این بین تعدادی از همکاران ، می گفتند ، اینجا وزارتخانه آموزش و پرورش است و ما معلم هستیم ، به چه دلیل متفرق شویم . خواهان حضور وزیر برای تعامل و گفتگوئیم ولی آنچه گوش شنوایی برای آن نبود این حرفها بود ، ماموران با هل دادن و فریاد زدن خواهان متفرق شدن همکاران بودند که واکنش بعضی از همکاران به این نوع اهانت تشدید برخوردها ی ماموران و ناسزاگویی را همراه داشت . همکاران که با این وضع روبرو شدند به اجبار ماموران ، در خیابان سپهبد قرنی به طرف شمال در پیاده رو به حرکت در آمدند که انبوه ماموران که حالا تعداد آنها خیلی زیادتر شده بود بود با محاصره پیاده رو و خیابان از ملحق شدن سایر همکاران به جمعیت و انبوه مردمی که برای با خبر شدن از اوضاع کنجکاو شده بودند جلوگیری می کردند ، توهینها و لگد زدن ها و هل دادن های ماموران هر لحظه شدید تر می شد که واکنش همکاران سر دادن شعارهایی از قبیل : معلم می میرد ، ذلت نمی پذیرد . معلم شده خسته ، تبعیض دیگه بسه و حمل پلاکاردهایی با مضمون استاندارد سازی مدارس ، سیاست زدایی از آموزش و پرورش بود در این بین یکی از همکاران عضو هیئت مدیره به نام آقای بداقی توسط چند مامور به طرز وحشتناکی در انظار مردم و همکاران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و کشان کشان او را از جمعیت دور کردند ، همکاران دیگری که به اعتراض این رفتار بر آمدند از جمله آقای نیک نژاد از اعضای کانون صنفی به طرز فجیعی ضرب و شتم شد و مامور ی ناخودآگاه آنچنان سیلی به صورت او زد که عینکش چند متر آن طرف تر افتاد و خود به چشم خودم دیدم که ماموری که ستوان یکم بود با گارد گرفتن در مقابل او مشت محکمی به سینه او کوبید . صحنه هایی در برخورد با معلمان فرزندان مملکت آفریده شد که حقیقتا قلم از بیان آنها شرمگین است ، همکار دیگری از اعضای کانون صنفی به نام آقای بهلولی به مراتب بدتر از آقای نیک نژاد ضرب و شتم شد به طوری که یکی از مامورین باتومی به کمر او کوبید که تا مدتی توان بلند شدن نداشت . در همین زمان آقای بهشتی سخنگوی کانون به ماموران نزدیک شد و با صدای بلند گفت : اگر می خواهید ببرید این دستان من بفرمایید . چرا می زنید ؟ چرا توهین می کنید ؟ مگر ما چه  می خواهیم که ناگهان تعدادی مامور با گرفتن او و پرت کردنش به کناری برای بردن او اقدام کردند . حتی یکی از آنها مشتی به صورت او کوبید که با فریادهای اعتراض همکاران دوباره او را به جمعیت برگرداند که اصابت مشت دهان او را خونین کرده بود . زدن ها و توهین های مامورین تا اواسط خیابان طالقانی ادامه داشت و همکاران به طرف سازمان آموزش و پرورش در حال حرکت بودند که ماموری با لباس شخصی که از ابتدا فرماندهی ماموراین را به عهده داشت به میان جمعیت آمد و با آقای باغانی صحبت کرد ، شنیدم که ایشان می گفت اگر قصد دارید به سازمان آموزش و پرورش بروید اخطار می دهم که مامورین در آنجا مستقر شده اند و همه را دستگیر می کنند ، ایشان ضمن مشورت با تعدادی از اعضای هیئت مدیره که در دسترس بودند شرط پایان راهپیمایی را آزادی آقای بداقی و همکاران دیگری که نام آنها را نمی دانستیم اعلام کرد که فرمانده ماموران گفت تا دو ساعت دیگر آزاد می شوند ( به شما قول می دهم ) که البته این وعده هم عمل نشد بلکه بداقی همراه با دو فرهنگی دستگیر شده دیگر یعنی خانم بادپر و  آقای  علی عالمی  روانه دادگاه شده و تا فردای آنروز زندانی ماندند  و ساعت حدود 14:20 بود که با درخواست آقای باغانی همکاران متفرق شدند و به این ترتیب یک روز سیاه دیگر برای آموزش و پرورش و معلمان در صفحه تاریخ کشورمان رقم خورد .

|+| نوشته شده توسط مدرس در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  |
 گزارش وقایع دوشنبه توسط یک خبرنگار !
 

دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388

تحصن در مقابل وزارت آموزش و پرورش

نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی

 

به گزارش تلفنی یکی از حاضران در تجمع اعتراضی امروز در مقابل ساختمان وزارت آموزش وپرورش، تعدادی از معلمان به مدت چند دقیقه در پیاده رو مقابل وزارتخانه تجمع کردند .

جمعیت توسط پلیس حاضر در محل متفرق و به خیابان فرعی سمیه در صد متری وزارت آموزش وپرورش هدایت شدند.ماموران پلیس حاضردر محل از ماموران عادی و فاقد تجهیزات ضد شورش از قبیل سپر و باتوم و کلاه مخصوص بودند.

خشونتی از سوی ماموران اعمال نشد و برخورد آنها با تجمع کنندگان محترمانه بود. اعتراض کنندگان که تعداد آنها بین 15 تا 20 نفر بود بدون سردادن شعار و فعالیت دیگری متفرق شدند.

علی اکبر باغانی برای دقایقی وارد ساختمان وزارتخانه شد. در حالی که برخی از معلمان گمان می کردند برای مذاکره با مسئولان داخل ساختمان شده است ، بعد از حدود 15 دقیقه از ساختمان خارج و اظهار داشت که برای ادای نمازظهر به نماز خانه رفته است.

به جز باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران ، اسماعیل عبدی ، دهقان آزاد و رسول بداغی نیز در میان حاضران دیده می شدند. رسول بداغی مسافتی را در خیابان سمیه توسط ماموران همراهی واز منطقه دور شد.

تجمع امروز به دعوت کانون صنفی معلمان ایران – تهران و دبیرخانه شورای هماهنگی تشکل های صنفی سراسر کشور برگزار شد. در این فراخوان از معلمان تهران و شهرهای اطراف دعوت شده بود که از ساعت 13 تا 15 مقابل ساختمان آموزش وپرورش تجمع کنند.

مطابق این اطلاعیه قرار بود که معلمان در شهرهای دیگر در همین ساعت در مقابل سازمان های و ادارات آموزش وپرورش تجمع کنند.

علی رضا کریمیان در تماس تلفنی درخصوص تجمع امروز گفت: وزیرآموزش وپرورش صبح امروز به مدیران وزارتخانه دستور داد که سالنی جهت اجتماع همکاران آماده و به نحو شایسته ای از آنها پذیرایی شود، بنده نیز با کمال احترام به همکاران خوش آمد گفته و از آنها برای حضور در داخل وزارتخانه دعوت نمودم.

خواسته اصلی معترضان اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری است. کریمیان در این خصوص گفت : علت تاخیر در اجرای قانون ، چانه زنی های وزیر برای اجرای بهتر قانون است به گونه ای است که بیشترین افزایش حقوق را نصیب همکاران کند.

کریمیان افزود : انجام مراحل اداری و صدور احکام و افزاش حقوق در فیش اردیبهشت ماه امکان پذیر نیست. اما به طور قطع در حقوق خرداد ماه اعمال خواهد شد.

جمع امروز یکی از حلقه های سلسله اعتراضاتی بود که توسط کانون تهران اعلام شده بود. پیش از این دعوت به اعتصاب در روزهای 5 تا 8 اردیبهشت با عدم استقبال معلمان رو به رو شد.

روز 12 اردیبهشت ماه هم به مناسبت سالگرد شهادت دکتر خانعلی حدود 50 تن از معلمان در گورستان ابن بابویه گرد آمدند.

نوشته شده توسط شیرزاد عبداللهی در 18:9

|+| نوشته شده توسط مدرس در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  |
 اين نامه به درخواست400نفرازمعلمان آبادان آورده شده است.

 

اين نامه به درخواست400نفرازمعلمان آبادان آورده شده است.

بیش از 400 نفر از معلمان شهرستان آبادان طی طوماری خواستار توجه مسوولین کشور به مشکلات خود شده اند؛ این معلمان بطور خلاصه بخشی از مشکلات موجود در استان خوزستان بویژه شهرستان آبادان را در این طومار یاد آوری نموده اند،امیدواریم نخست این مطلب به دستان مسوولان رسیده و سپس حوصله ی خواندن آنرا یافته ،آنگاه برای برطرف کردن این مشکلات اقدام نمایند.
به خداوندجان وخرد
بالعدل قامت السموات والارض
رئیس جمهور محترم اسلامی ایران – جناب آقای دکترمحموداحمدی نژاد
هیچ عدالتی بهتراز بازگرداندن حقوق پایمال شده ی مردم نیست. علی(ع)
باسلام وتحیات وافره به استحضارمی رساند،اکنون مدت چند سال است،که مدیر آموزش وپرورش استان خوزستان با سوءمدیریت نگاه غیر تخصصی بی تجربگی نداشتن نگاه فنی، کمبود منابع مالی اتلاف منابع و مصرف آن در موارد غیر ضروری وغیر قانونی ،عدم شناخت وبی توجهی به اجرای راهکارهای بومی ،استراتژیک غلط عدم کارشناسی وعدم استفاده ازفرصت های بالقوه وبالفعل منطقه دراستان زرخیزبا وجود منابع سرشار تولید 65درصد نفت36 درصد درآمد86درصددرآمدارزی ،15درصدبرق الکتریکی ،88درصد برق آبی،درکشور،وجودواحدهای صنعتی، بزرگ مانند پالایشگاه،پتروشیمی ،کشت وصنعت،گاز،فولاد ،صنایع نفت و فراورده های آن و.....باعدم نظارت بر فرآیند گردشکار و ضف سیستم های نظارتی بر ....
منبع : کانون صنفی معلمان ایران

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مدرس در سه شنبه دوازدهم آذر 1387  |
 
 
بالا