تبليغاتX
ندای سبلان
کانون صنفی معلمان استان اردبیل
 کمتر معلمی است که شرمنده ی خانواده اش نباشد

 
پرویز داورپناه


 
چه خوش گفت با کودک آموزگار
که کاری نکردیم و شد روزگار
(سعدی)

هرچند درحکومت اسلامي ایران، روز جهاني معلم به رسميت شناخته شده است، اماسالهاست این تصمیم ازسوي هيچ نهاد و ارگان دولتی جدی گرفته نمي شود؛ سالهاست که معلمان شریف میهن ما با دشواریهای مادی و معنوی ومشکلات معیشتی به سختی دست و پنجه نرم می کنند و صورت خود را با سیلی سرخ نگاه می دارند.
آموزگاران و دبیران از اواخر دهه هفتاد تا به امروز میلیون ها تومان طلب دارند که پرداخت نشده و برنامه روشنی هم برای پرداختن آن تنظیم نگردیده است. فرهنگیان کشور بطور میانگین ماهیانه بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان حقوق دریافت می کنند، اگر این درآمد را براساس نرخ تورم در نظر بگیریم و با خط فقر مقایسه کنیم به وضوح در می یابیم که بیش از هفتصد هزار نفر ازمعلمان کشور در زیر خط فـقـر زندگی می کنند. موارد نقض حقوق بشر در ایران دارای ابعادی گسترده است که عدم تحمل فعالیتهای صنفی نیز جزئی از ان محسوب میشود. در این میان، کانون صنفی معلمان و بالطبع اعضای آن نیز درمبارزه برای تحقق مطالبات صنفی خود همواره در معرض برخورد و فشار نیروهای سرکوبگر قرارگرفته اند.
از ابتدای سال جاری بسیاری از معلمان با احضار، بازداشت، زندان و یا صدورحکم‌های سنگین روبه ‌رو شده اند. یا تجمع‌های اعتراضی و صنفی آنان بنا بردلائل مختلف از سوی حکومت لغو گردیده، یا با آن‌ها برخورد شده است. علاوه بر این مشکلات جاری آموزش و پرورش در ایران همچون مسائل مالی، آزمایشگاهی، بهداشتی و امثالهم لاینحل مانده است.
روز سه شنبه ۱۴ مهرماه ۸۸ ماموران امنیتی به منزل علی اکبر باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران حمل کرده، کلیه حاضران در جلسه معلمان را دستگیر می کنند. اعضای کانون صنفی معلمان به مناسبت روز جهانی معلمان در منزل دبیر کل کانون گردهم آمده بودند که با این یورش ناگهانی ماموران امنیتی جلسه آنها ناتمام می ماند. ماموران، علی اکبر باغانی را بدون ارائه حکم قانونی مورد بازرسی و تفتیش قرار داده و بسیاری از مدارک و لوازم موجود را ضبط می کنند. این اقدام ماموران امنیتی با رفتار نامناسبی با اعضای کانون و خانواده آقای باغانی همراه بوده، موجبات ناراحتی خانواده را فراهم می کند. اسامی معلمان بازداشت شده در این روز، که روز بعد آزاد شدند از این قرار است: علی اکبر باغانی، علیرضا جوادی، محمود بهشتی لنگرودی، محمود دهقان آزاد، اسماعیل عبدی، مهدیه بهلولی، خاتون بادپر، مجتبی قریشیان، عباس معارفی، محمد نوری، جوادپور و نیک نژاد.
یک منبع مطلع گفته است که مأموران وزارت اطلاعات پیش از آزاد کردن اعضای کانون صنفی معلمان، به آنها گفته اند که چون مجوز فعالیت این کانون توسط وزارت کشور تمدید نشده است، فعالیت این کانون و تشکیل جلسات آن "غیر قانونی" است. این در حالی است که به گفته یکی از اعضای کانون، این نهاد صنفی از سال ۱۳۸۰ به صورت قانونی تشکیل شده و حتی برای مدتی در ساختمانی که توسط وزارت کشور در اختیارش قرار داده بودند، فعالیت کرده است. کانون می گوید که انتخابات خود را مطابق اساسنامه انجام داده و مدارک را به وزارت کشور فرستاده، اما وزارت کشور بدون ارائه توضیحی از حدود یک سال پیش مجوز فعالیت آن را تمدید نکرده است.
کانون صنفی معلمان ایران یک روز قبل از این واقعه در بیانیه ای به مناسبت روز جهانی معلمان خواستار مختومه شدن تمامي پرونده های قضائی علیه اعضای خود، رفع محدوديت از فعاليت كانون ها ي صنفي معلمان سراسر كشور و آزادي بي قيد و شرط همكاران فرهنگي زندانی از جمله فرزاد كمانگر، عبدالله مومني، مسعودکردپور، سید هاشم خاکسار، ساسان بابایی، رسول بداقي، جعفرابراهيمي، محمد داوری، شبنم مددزاده، سجاد خاکساری، علیرضا چاکری، محمدرضاچاکری، جهانبخش، محمدصالح اسلام زهی، مهدی اسلام زهی و علیم جنگی زهی شده بود.
معلمان و فرهنگیان در این مدت سی ساله هرگاه فرصتی یافته‌اند، تشکل صنفی خویش را ایجاد نموده‌اند اما حکومت موجودیت آن را نپذیرفته و مسئولان آن را بازداشت کرده است. برخوردهایی که در این مدت با معلمان انجام گرفته، از قبیل تغییر محل خدمت، انفصال موقت، قطع حقوق و احکام دادگاه‌های انقلاب... به هیچ عنوان منطقی و قابل پذیرش نبوده است. اکنون در تهران و شهرستانها تعداد زیادی از معلمان در زندان بسر می برند. معلمان تاکید می کنند که اینگونه اقدامات خللی در اراده ایشان برای پیگیری خواست هایشان ایجاد نخواهد کرد.
خواست اصلی معلمان اجرای لایحه مدیریت خدمات کشوری می باشد که پیش از این به تصویب مجلس رسیده است. معلمان اصرار دارند که دولت به وعده های سال گذشته خود عمل کند. بنا به گفته نمایندگان معلمان، سال گذشته در تصویب بودجه مقرر شده بود که حداقل حقوق معلمان ماهانه ششصد هزار تومان باشد، در صورتی که هنوز هم معلمان در حد نیمی از مبلغ مصوب، یعنی ماهانه حدود سیصد و ده هزار تومان حقوق می گیرند.
سازمان معلمان با تاکید بر اینکه مطالبات مطرح شده در اعتراضات معلمان جنبه سیاسی نداشته و صرفا" معطوف به امور صنفی و معیشتی است، برخورد های صورت گرفته با فرهنگیان، فعالان و تشکل ها و امنیتی کردن فضای صنفی ـ مدنی را محکوم کرده، تداوم برخورد ها در روزهای اخیر را نشان تداوم اشتباهات گذشته مسوولان می داند.
انگیزه کلی کانون صنفی معلمان تنها بحث حقوق و مزایا نیست، بلکه وضع عمومی آموزش و پرورش در خصوص دانش آموزان و معلمان و همچنین محتوای برنامه های آموزشی است. معلمان خواستار همسو کردن افق نگاه ها و اهتمام برای تحقق مطالبات و آزادی سریع فرهنگیان بازداشت شده هستند. هم اکنون اکثر معلمان و فرهنگیان دراین نگرانی بسر می برند که از طرف ماموران انتظامی و امنیتی احضار شوند و مشکلاتی برایشان پیش بیاید.
چندی پیش دبیرکل سازمان معلمان ایران در گفت و گویی با روزنامه توقیف شده اعتماد ملی در خصوص مشکلات آموزش و پرورش گفته بود:”افرادی که مسایل آموزش و پرورش را دنبال می کنند به خوبی آگاه هستند که این وزارتخانه از بیماری های لاعلاج فراوانی رنج می برد، از کسری بودجه بیش از ۶ هزار میلیارد تومانی (در سال ۱۳۸۷) گرفته تا وضعیت مدیریت در سطوح اداری.“ وی درباره وضعیت فرهنگیان کشور، آموزگاران و دبیران معترض را به سه گروه تقسیم کرد و یادآور شد: ”افرادی که به صورت حق التدریسی در آموزش و پرورش مشغول به کار هستند به رغم وعده های مکرر، به دلیل نبود بودجه استخدام نمی شوند... آموزش و پرورش بهانه می آورد که استخدام این افراد بار مالی فراوانی به این وزارتخانه وارد می کند، گروه دوم معلمانی هستند که مهر ماه ۱۳۸۷ بازنشسته شده اند یا افرادی که در طرح بازنشستگی پیش از موعد... ثبت نام کرده اند، هیچ کدام از این افراد پاداش بازنشستگی خود را دریافت نکرده اند. این در حالی است که حتی عنوان نشده چه زمانی قرار است این مبلغ پرداخت شود. دسته سوم که مهمترین بخش را تشکیل می دهند افراد شاغلی هستند که از سال ۱۳۸۰ به بعد دنبال پرداخت هماهنگ حقوق و مزایای خود بودند... این طرح متاسفانه در سال ۸۵ تصویب نشد و در نهایت با اعتراض شدید فرهنگیان به مرحله تصویب رسید ولی باز هم اجرا نشد...“.
امسال، كانون صنفي معلمان ايران، ضمن تبريك "روزجهاني معلم" به همه ي فرهنگيان جهان، و تجديد عهد و پيمان خويش با همكاران فرهنگي، بارديگر بر مطالبات و خواست هاي زير تآكيد نموده، اجراي آن را از مسئولان و دست اندركاران مملكتي به شرح زیر خواستار شد:
۱. آزادي بي قيد و شرط همكاران فرهنگي دربند: رسول بداقي، هاشم خواستار، فرزاد كمانگر، عبداله مومني، جعفرابراهيمي، محمد داوري و...
۲. مختومه شدن تمامي پرونده هايي كه از سال ۸۷ تاكنون در شعب مختلف دادگاه ها و دادسراها برعليه فعالان صنفي تشكيل شده و اعاده تمامي حقوق تضييع شده ی آنان.
۳. رفع محدوديت از فعاليت همه ي نهادهاي مدني دانشجويان، حقوق زنان، كارگران، حقوقدانان، روزنامه نگاران و...بويژه كانون ها ي صنفي معلمان سراسر كشور.
مسئولان امور باید بدانند که معلمان حق شان را می خواهند و در صورتی که اعتراضات علنی نداشته باشند، اعتراضات خاموش آنها به مراتب گرفتاری بیشتری به وجود می آورد و پایه های آموزش و پرورش را مثل موریانه می جود و نابود می کند. این در حالی است که قرار است آموزش و پرورش محور توسعه باشد.

دکتر پرویز داورپناه
۲۵ مهرماه ۱۳۸۸ برابر ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹
منبع: یادداشت های روز سایت دیدگاه
|+| نوشته شده توسط مدرس در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388  |
 آیا بنویسیم یا نه ؟
 

حدود دو سال است که تشکل های صنفی معلمان حرکتی منسجم و نشستی جامع نداشته است و اکثر حرکت ها از طرف دبیر خانه تشکل ها بدون نظر خواهی از سایر تشکل ها انجام گرفته است .

اگر منصفانه قضاوت کنیم دبیر خانه تمام تلاش خود را بکار بسته و به حق از حقوق معلمان با وجود نا مهربانی ها و برخورد های امنیتی دفاع نموده و صد البته هزینه های کلانی هم پرداخته است . به نظر من هیچ معلمی حتی مخالف کانون هم نمی تواند منکر این قضیه باشد .

اما آنچه که دبیرخانه در این دوران کمتر به آن علاقه نشان داده یا بر خلاف جریان قبلی حرکت نموده تک روی و ریزش نیروهای فعال کانون ها هست لازم نیست ما در مقابل هر تصمیم غلط مسئولان دست به کار شویم و چون تنها وارد قضیه می شویم نه اطلاع رسانی کافی می شود و نه می تونیم از تمامی نیروهای خود استفاده نماییم در نتیجه دچار همان بحرانی می شویم که اصلاح طلبان بعد از کسب پیروزی و تشکل دولت شدند و اندک اندک نیروهای خودی را از دست دادند . بهترین فرصت برای آنان در زمان سوار شدن بر اریکه قدرت بود . یا همانند اصول گران که هم اکنون به اختلاف افتاده و همدیگر را متهم می کنند . به نظر می رسد ما هم در همین ماجرا مشکل پیدا کرده ایم .

قدرت تصمیم گیری چهل تشکل بطور حتم از قدرت تصمیم گیری اعضای هیات مدیره کانون ایران ( تهران ) هم جامع تر بوده و هم پخته تر . امروزه شما بعنوان دبیر خانه با کدام تشکل همفکری می کنید . آیا شما می دانید تشکل های صنفی وقتی قرار بود در جایی گرد هم آیند چند روز حتی چند هفته در مدارس سراسر کشور بحث و نظر سنجی می نمودند از یک طرف این خود یک نوع اطلاع رسانی بود و از طرف دیگر کمک فکری گرفتن از جامعه بزرگ فرهنگیان از روزی که این رویه تغییر یافته شما به افراد حاضر در دعوت ها خود دقت کنید . اگر منصف باشیذ تایید می کنید که این روش درست نیست . و شما بعنوان دبیر خانه وظیفه دارید فبل از هر کاری نظر تشکل های صنفی را جلب نموده و هم اطلاع رسانی کنید و هم مشارکت همگانی را پشتوانه تصمیمات خود نمایید .

اگر تشکل های صنفی ما در طول یک سال تحصیلی یک اعتراض عمومی و به حقی را انجام دهند خیلی بهتر از جند حرکت سست و بدون پشتوانه خواهد بود .

به هیچ وجه مایل نبودم چنین نقدی بر کانون های صنفی که خود عضوی از آن هستم بنویسم . ولی اگر دوستان مشکلات را نگویند دوشمنان آن را دستاویز قرار داده و کلیه زحمات ما را بر باد فنا می دهند . امیدوارم هر چه زودتر شاید اصلاح امور از طرف دبیر خانه کوشای خود باشیم .

                                             با تقدیم احترام : غلامعلی عباسی

|+| نوشته شده توسط مدرس در سه شنبه هفدهم دی 1387  |
 نقد صنفی ( ۱)
 

نقد صنفی ( ۱)

مفهوم نقد در گذر زمان در نوشتار وگفتار مفاهیم مختلفی به خود گرفته است.

تفسیر های گوناگون در ادبیات و مسا ئل اجتماعی به کار رفته است .کار برداین واژه چنان گسترده و وسیع است .که تصور حذف یا جایگزینی این واژه با واژه دیگری مشکل است .

واژه نویسان برای واژه نقد معانی بسیاری را نقل کرده،وبکار برده اند.

که به پاره ای ازآنها اشاره می گردد:

داد و ستد – حاضر و موجود در برابرنسیه رایج در پول –ارزیابی سنجش- خرده گیری و عیب جویی – سخن سنج- تسلط و چیرگی در رشته های علمی-مفاهیم فراوان دیگری رامی توان نام برد.که پاره ای حقیقی و عده ای مجازی هستند.

در نقد دوعنصر 1- قضاوت و داوری 2- عیب و نقص که بطور کلی ارزیابی و سنجش گفته می شود.

به طور مثال اگر بخواهیم تجمع معلمان در سال

85 را نقد کنیم. این حرکت زیبایی بوده که در 20ساله اخیر بی سابقه بوده است .ولی برای ادامه حرکت بر نامه ای نداشته اند.

اگر در این مثال به دنبال تعریف و تمجید بگردیم , دیگر به آن نقد نمی گویند.در نقد جهات منفی را نیز در نظر بگیریم.

در تاکید بر هریک , ممکن است . از نام بردن دیگری بی نیاز باشیم. بلکه دو عنصر داوری و عیب و نقص را در نظر داشته باشیم. به هر حا ل ارزیابی نقاط مثبت ومنفی هر مسئله و اتفاقی رابه گونه ای نقد می گویند . متاسفانه جامعه ما,چندان با نقد سازگار نیستند. وحتی برخی ازفعالان صنفی واجتماعی نیز از آن ابراز نارضایتی می کنند . انتقاد عیب یابی نیست.بلکه ارزیابی یک اثر و حرکت اجتماعی است.

در برخی مواردتملق وچاپلوسی , جای خود را به ارزیابی ونقد داده است .نقل قول از برخی

مورخین است. که تملق و چاپلوسی بصورت ژنتیک دوره طولانی استبداددر کشور ما رشد کرده است. عده ای می گویند :"تملق و چاپلوسی از دوران مغول ها نسل به نسل منتقل شده است .

."این گفته ها بیشتر نظری است . ومبنای علمی ندارد.می گویند ":کسی که نقد ندارد.احترام ندارد."اگر بپذیریم که یکی ازمعا نی نقد ارزیابی است. بر این اسا س , همین که از داوری یا ارزیابی سخن به میان آید. نا گزیر نشان دادن اشتباهات نیز هست.

ارزیابی نقاط مثبت ومنفی یک حرکت را نشان می دهد .معایب و خوبی ها ی آن است .

توجه دادن افراد به جنب های مهم , اما فراموش شده یک کنش اجتماعی است . کاری که صرافان می کنند در این است که اسکناس های تقلبی را شناسایی می کنند . ( عیب یابی )

برا ی اینکه بفهمیم تشکل های صنفی حرکت های خود را سالم انجام داده اند. آن را نقد کنیم.

برای یافتن خطا ونقاط مثبت درشکل ومحتوا راشناسایی کنیم .برای اینکه درحرکت های آینده کمتر اشتبا ه داشته باشیم .نقد صنفی گرچه تلخ است.اما به دنبا ل آن تعا لی و کما ل به دنبا ل دارد. بار عاطفی نقد جزءتفکیک نقد است .

   امید است ،تشکل ها ی صنفی با نقد علمی حرکت های خود ر ا سامان دهند.

 

محمد خاکساری

مدیر مسئول و صاحب امتیاز

 هفته نامه قلم معلم

|+| نوشته شده توسط مدرس در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  |
 
 
بالا