
با خبرنگار قلم معلم در اوین (دومین ملاقات )
امروز ،چهارشنبه ،(6/3/88 ) وبیش از یک ماه از بازداشت سجاد خاکساری، خبرنگار هفته نامه ی قلم معلم، می گذرد . او روز 6 / 2 / 88 هنگام انجام وظیفه ی خبرنگاری در تجمع معلمان حق التدریس( جلوی مجلس) توسط پلیس امنیت دستگیر و تاکنون در زندان اوین به سر می برد . در اثر انعکاس خبر دست گیری سجاد ، مساله ی معلمان حق التدریس هم مرتب در رسانه ها انعکاس یافت و اقداماتی جهت استخدام آنان صورت گرفته است .
ساعت 9 صبح چهارشنبه (30/2/88 ) ، به قصد انجام دومین ملاقات با سجاد از خانه خارج وبه سمت زندان اوین رهسپار شدیم . در بدو ورود به سالن انتظار ملاقات با زندانیان ، سربازی ،کارت آبی رنگی به من داد تا مشخصات ملاقات شونده و ملاقات کنندگان در آن درج شود . سپس به قسمتی که شناسنامه ها را با اسامی مندرج در کارت مطابقت می دهند ، می رویم . بعد تکه ی انتهایی کارت را جدا کرد و به من داد تا منتظر اعلام اسم زندانی بمانیم. در همین فاصله دوستان قدیمی که هفته ی گذشته آن ها را در همین سالن پیدا کردیم ، دیدیم . نزد خانواده ی دکتر یازرلو رفتیم . ازاین که توانسته بودند روز دوشنبه (28 / 2 / 88) با پسر بزرگشان ،حامد ،تلفنی صحبت کنند،خوشحال شدیم. نوبت ملاقات اعلام شد و به سوی محل ملاقات یا همان پنجره های شیشه ای رفتیم . ساعت 10صبح بود . راه رو مملو از ملاقات کننده بود . تلفن کابین چهار خراب بود . تا ساعت 5 1 / 10 کنار پنجره های شیشه ای منتظر ماندیم تا زندانیان آمدند .سر سجاد تراشیده شده بود . آن قدر کوتاه که من به یاد مکه ی او افتادم . همین 4 ، 5 ماه پیش . حاجی شدن سجاد برای اهل کاروان که او را مددکاری دل سوز می دانستند ، بسیار خوشحال کننده بود و همه به او تبریک می گفتند .
امروز سجاد باز از امتحانی سربلند بیرون آمده بود . آری او به خاطر رساندن صدای معلمان حق التدریس به گوش مسئولان به زندان افتاده است و با تحمل 25 روز زندانی ، آزمونی دیگر را سپری می کند . این سومین باری است که در حین انجام وظیفه خبرنگاری به زندان می افتد !
از صورتش پیدا بود که لاغر شده است ! اما مخصوصا" کاپشن ورزشی پوشیده بود تا من و پدرش متوجه این مسئله نشویم . کاغذی را به ما نشان داد که وضعیت او را در زندان بلاتکلیف نشان می داد . یعنی هنوز به او حکمی اعلام نشده بود ! گفتم حالت چه طور است ؟ گفت سرما خورده ام . گفتم چرا؟مگر تخت خواب و پتوی گرم نداری ؟ گفت : من تخت خواب ندارم و روی زمین پتو انداخته و می خوابم ! گفتم : مگر بند شما چند متر مساحت دارد ؟ و چند نفر هستید ؟ گفت : حدود 12 متر است و 16 نفر روی تخت و2 نفر روی زمین می خوابند ! مسلما" سرما خوردگی او در این بند ناشی از پر جمعیت بودن آن است . حفظ سلامت زندانیان از وظایف سازمان زندان هاست.
ساعت 45 /10 پرده ي مابین دو شیشه ی پنجره پائین آمد و نیم ساعت ملاقات پایان یافت ! سجاد را به خدا و امام زمان ( عج )می سپارم و از ایشان می خواهم که ما را از این امتحان نیزسربلند بیرون آورد .
ثریا دارابی – سردبیر قلم معلم